تبليغاتX
تا آزادی پلی‌تکنیکی‌ها

ما و "اصلاح طلبان" چپ ستيز

سيامک طاهري

 

چندي است که پاره اي از دوستان "اصلاح طلب" ما هجوم سنگيني را در دانشگاه ها وسالن هاي سخنراني و يا مطبوعات ايران عليه انديشه هاي سوسياليستي آغاز کرده اند.

شکل اين سخنراني ها ونوشتارها به گونه اي است که به سختي مي توان باور کرد که اين دسته هاي چپ ستيز بدون برنامه ريزي در پشت صحنه وبه شکلي کاملا تصادفي حملات همه جانبه به چپ را آغاز کرده باشند.

اين امر درست زماني رخ مي دهد که هيچ کتاب ونشريه اي در دفاع از چپ ايران وتاريخ آن امکان انتشارندارد، و ويترين کتابفروشي ها مملو از کتاب هاي ضد چپ وحاوي تحريف هايي در تاريخ چپ ايران است. اکثر نويسندگان اين آثار در خارج از ايران زندگي مي کنند ولي به اصطلاح آثارشان به راحتي از مميزي مي گذرد وبه زيور چاپ آراسته مي شود.

اولي ساکن امريکاست، دومي در آلمان اقامت دارد وسومي...حال آنکه کساني که عمري در اين آب وخاک خون دل خورده اند حتي از حق انتشار خاطرات خود- در صورتي که چند دشنام به چپ ندهند- محرومند.

اين موارد شايد زياد دور از انتظار نباشد.اما آنچه عجيب وغير قابل باور مي نمايد بيانيه ها وسخنراني کساني است که مدعي مبارزه با سانسور وهواداري از آزادي هستند، ولي از امکانات خود بيش از هر چيز براي مبارزه با چپ سود مي جويند.

نيروهاي راست در ايران از آنجايي که بر منابع قدرت وثروت مسلط بوده اند هيچگاه نيازي به استدلال وتجزيه تحليل نديده اند. درست برعکس نيروهاي راست، نيروهاي چپ ايراني که همواره مورد سرکوب بوده اند واموال وزندگيشان به تاراج رفته است ويا مورد شکنجه ها وضرب وشتم ها قرار داشته اند و يا در حصار تنگ زندان ها سال هاي جواني وزندگاني خودرا سپري کرده اند ويا به جوخه هاي اعدام وتيرباران سپرده شده اند ويا به مهاجرت وجلاي وطن مجبور شده اند، تنها سلاحشان استدلال ومنطق بوده است.

در سال هاي اخير بخشي از نيروهاي راست که به اصلاح طلب معروف شده اند به علت رانده شدن از حکومت، به ناچار در برخورد با رقيبان حکومتي سلاح نقد را بر گزيده اند، اما حيرت وتعجب در آن است که همين نيروها وقتي به مصاف چپ ها مي روند باز همان سلاح کهنه وپوسيده اتهام زني، دروغگويي وبددهني وفحاشي را به دست مي گيرند، گويي دو صحنه کارزار براي آن ها از دو فضاي گوناگون ودو جهان متفاوت شکل يافته است. سخن را کوتاه وبه گفتار اين حضرات بپردازيم.

آقايي مي گويد: "دانشگاه هاي ما، پس از رخوتي چند، دوباره عرصه تاخت وتاز چپ ارتدوکسي (به روايت لنين، استالين وحزب توده [ايران] ) شده است که بي هيچ شرمگيني، در حالي که خود هنوز از فشار خشونت نيمه جان است عليه ليبراليسم شعار مي دهد واساتيد ليبرال را تهديدمي کند. اين اژدهايي که يک چند بي جانش مي پنداشتيم وگمان مي برديم که نعش با شکوه آن به درد نمايش مي خورد، ظاهرا در برف فراق در خواب زمستاني بوده واينک که آفتاب برآن تابيده، بر خويش جنبيدن گرفته است. به باور من نهال گفتار ايدئولوژيک وخشونت که نتيجه ناگزير آن است به دست چپ غرس شد." [اعتماد 11 ارديبهشت]

در برابر اين همه بددهني و وافترا که بدون هيچ دليل ومدرکي بيان مي شود چه مي توان گفت؟! ادامه گفتار نويسنده سطور بالا را از اعتماد مي خوانيم: "به کاربردن واژه ي امپرياليسم براي من نا خوشايند است. امپرياليسم عبارت است از يک تفسير مسلط از پديده اي به نام قدرت متراکم ليبرالي...وقتي کتاب هايي در باره خشونت غير فابل باور راست وچپ افراطي مي خوانيم تا چند روز آرام وقرار نمي گيريم.به جز اين دو بنيادگرايي را هم به خوبي مي شناسيم. به عراق نگاه کنيد.
دراين شرايط، چه تفکري بيرون مي آيد؟ کساني که امپرياليسم را نقد مي کنند، از طرفي بسياري از چيزهايي که در باره جنگ ويتنام گفته مي شود داستان هاي ژورناليستي است. فاجعه غذاي ژورناليسم. اما افتخار ليبراليسم غرب اين است که اگر سربازامريکايي به زني ويتنامي تجاوز کرد محاکمه شد.رابطه ي قدرت وخشونت را دراين گونه هاي مختلف را بررسي کنيد.القاعده، نازيسم، کمونيسم ودنياي ليبرال دموکراسي. اگر به خاطر الفت وانس با سخناني متفاوت از اين، جا نخوريد، بايد گفت ماموريت حفظ دنيادر مقابل نا امني هاي ناشي از اين تفکرات سه گانه بر دوش قدرت متراکم ليبرالي است. ليبراليسم گرچه ارزش هايش را تبليغ مي کند، اما براي اين کار اسلحه بر نمي دارد. قدرت متراکم ليبرالي ايده هايش را با کتاب، سينما وتلويزيون منتشر مي کند." [تاکيد از نويسنده]

اين همه آشفته ذهني فقط وفقط براي آن است که در مقابل انديشه هاي چپ، آلترناتيوي همچون آدمک هاي سر جاليز ساخته وپرداخته شود. اگر فحش ها را از نوشتار بالا بتکانيم آنچه که باقي مي ماند اين است که:
1- نام واقعي امپرياليسم ، قدرت متراکم ليبرالي است،
2- ليبراليست هاي امريکايي، جنايتکاران اين کشوررا خودشان محاکمه مي کنند،
3- قدرت متراکم ليبرالي وظيفه حفاظت از جهان را عهده دار است،
4- قدرت متراکم ليبرالي از ابزارهاي فرهنگي استفاده مي کند ونه ابزارهاي نظامي.

اينکه عده اي نام من در آوردي براي امپرياليسم ابداع واختراع کرده اند مشکل خودشان است، اما واژه امپرياليسم واژه اي است جا افتاده و واژه پيشنهادي ايشان به خودشان تعلق دارد. اما در مورد محاکمه کردن سربازان جنايتکار امريکايي، اولا تاکنون فقط آن دسته از سربازان تبهکاري محاکمه شده اند که جنايات آن ها از پرده بيرون افتاده است، در حالي که تجاوز به زنان وکودکان از سوي سربازان امريکايي نه تنها در ويتنام، که در کره جنوبي، ژاپن، عراق، افغانستان و... بارها وبارها رخ داده است.

ثانيا چرا "قدرت متراکم ليبرالي" حاضر نيست اين تبهکاران را تحويل دادگاه بين المللي نمايد؟ وچرا به صورت غير منطقي اصرار دارد که آن هارا در چهارچوب سيستم قضايي خود محاکمه کند؟ اگر دادگاه هاي بين المللي غير قانوني هستند، پس بايد براي همه چنين باشد واگرچنين نيست، جنايتکاران جنگي امريکايي هم بايد مانند ديگر جنايتکاران جنگي در همين دادگاه ها محاکمه شوند.

اما در مورد استفاده ليبراليسم از "ابزارهاي فرهنگي" معلوم نيست چرا " قدرت متراکم ليبرالي" در عراق وافغانستان به جاي استفاده از سينما، کتاب وتلويزيون از بمب ناپالم، بمب هايي با مواد راديو اکتيو ضعيف شده وبمب هاي فسفري وخوشه اي استفاده مي کند؟

جالب آن که نويسنده سطور بالا پيشتر وقبل از آنکه "قدرت متراکم ليبرالي" مورد ستايش ايشان به شکستي فاحش در عراق وافغانستان دچار شوند، به همين گونه وبا همين لحن در ضميمه همشهري 15 اسفند 1381 با همه صلح دوستان جهان که عليه جنگ افروزي فدرت مورد ستايش ايشان دست به تظاهرات زده بودند برخورد کردند: " نکته ي چشمگير دراين اعتراضات دسته جمعي از نظر دوربين ها وگزارشگران، تعداد شرکت کنندگان بوده ودر لندن، پاريس، مادريد، مسکو، جمعيت بسياري که از حيث تعداد کم سابقه بودند، به صحنه آمدند وطرفداري خودرا از صلح به نمايش گذاشتند. در پي اين، بسياري از تحليل گران وتبليغ گران سياسي از طرفداران مداخله ي نظامي خواستند افکار عمومي جهان را محترم بدارند و صلح جهاني را تهديد نکنند و... در ملبورن ومادريد... احزاب رقيبي که فعلا آفتاب نشين هستند... طرفداران خودرا زير چتر کبوترهاي سپيد به صحنه تظاهرات نمي کشانند، طرفداراني که چه بسا اصلا ندانند عراق کجاي نقشه جهان است وجنگ چه نسبتي با حقوق بشر دارد و... بعضي از صحنه هاي اين تظاهرات مشاهده گري چون من را نا خود آگاه به ياد جريان حاشيه نشين اجتماعي ومعترض سياسي نظير بيتل ها وپانک ها مي اندازد."

ايشان که خود از انعکاس اين گفتار در ذهن خواننده متحير ومتعجب، آگاهي دارند ادامه مي دهند: "ممکن است که بخنديد، اشکالي ندارد. ولي من جدي هستم،... رگه هايي از آن چه جنبش فرومايگان خوانده شده است، دراين راهپيمايي هاي صلح ديده مي شود."

آيا با وجود چنين دشمناني انتظار داريد که چپ درايران بارديگر سر بر نياورد؟ متاسفانه اين تنها ايشان نيستند که به اين شيوه سخن مي گويند- هرچند که شايد ايشان بي مهاباتراز ديگران باشند- مثلا اقايي ديگر در ويژه نامه 30 ارديبهشت 1386 اعتماد نيز با شيوه اي مشابه ابراز مي کنند: "مارکسيسم – لنينيسم حتي در التقاط با ايدئولوژي هاي ديگر نيز در تاريخ معاصر ايران فاجعه آفريده است."

ايشان فراموش مي کنند وقتي که هنوز بسياري از دوستان اصلاح طلب شده امروزينشان درقدرت بودند فجايع سالهاي آغاز دهه شصت و نيز يکي ازبزرگ ترين فاجعه هاي تاريخ ايران وجهان در مرداد و شهريور 1367 به وقوع پيوست وکمترين گناه ايشان ودوستانشان سکوت در برابر اين فاجعه ملي بود. ايشان در عين حال فراموش مي کنند که هيچ پديده ي مدرني در ايران به وقوع نپيوسته ويا نطفه نبسته است که سوسياليست هاي ايراني در آن پيشتاز نبوده باشند.

اولين مدارس زنان، اولين احزاب واقعي، اولين سنديکاها واتحاديه ها، به وسيله آنان ايجاد وپايه گذاري شد. در مورد آزادي زنان وحقوق آنان، اصلاحات ارضي، جنبش 8ساعت کاردرروز، بيمه هاي تامين اجتماعي، جنبش صلح، حقوق اقوام ومليت هاي ايراني.... اين سوسياليست هاي ايران بودند که پيشتاز بودند. تقش بي بديل حيدرعمواوغلي وديگر مبارزان سوسياليست ايراني در جنبش مشروطه تا بدانجا بود که ستارخان – گرد دلاور وسردار ملي ايرانيان – همواره مي گفت "حرف همان است که حيدرخان بگويد".

اما سخنان تاسف آور به همين جا ختم نمي شود. آقايي ديگر هم اخيرا لازم ديده بگويد: "ما بر سر موضوعاتي همچون احياگري ديني ودفاع آن ها شوخي نداريم. الان مارکسيست ها در دانشگاه ها فعال هستند وبر عکس با آنها مشکلي ندارند. ما بايد روي هويت خود بايستيم."

اينکه الان کسي با مارکسيست ها کاري ندارد، دروغ آشکار وعياني است. دستگيري هاي متعدد، چه بيرون از دانشگاه – همچون دستگيري آقاي ناصر زرافشان، مضروب شدن آقاي فريبرز رئيس دانا و دستگيري اين نگارنده – وچه در درون دانشگاه، محروميت از تحصيل، پيگرد، ربودن، دستگيري و شکنجه دانشجويان مستقل، نمايانگر غير واقعي بودن ادعاي فوق است.

اما اين ادعاها از سوي کسي مطرح مي شود که در روزنامه ياس نو به تاريخ 16/1/1382 به دنبال انتقاد از "فضاي خبري وتبليغات رسمي کشور" انديشه هاي خودرا چنين به زيور نگارش در مي آورند: "يکي از مضاميني که در جريان خبر رساني در اين روزها القا مي شود، مضمون "مقاومت مردم" است. در صورتي که در عراق ما شاهد مقاومت مردم نيستيم، بلکه شاهد ترس، وحشت، انفعال آن ها هستيم، حرکت نيروي ميليشياي صدام (يا فدائيان او) که از لات واوباش منطقه تکريت تشکيل شده اندرا نبايد مقاومت مردم خواند.اين درست است که مردم با ورود ارتش خارجي ومتجاوز در عراق جشن نگرفته اند، ولي هيچ معلوم نيست در آينده که ماشين جنگي صدام فروپاشيد، مردم کوچه وبازار خوشحال نشوند. بنابراين مقاومت نيروي نا منظم ارتش بعثي به نام مقاومت مردم عراق نيز در آينده اثرات معکوس خواهد داشت. "

از جمله دلايل رويکرد بسياري از دانشجويان به انديشه هاي سوسياليستي همين گونه تفسير هاست. آنها بخوبي اين گونه نظرات را با نظريات سوسياليست هاي ايراني مقايسه ونتيجه گيري کرده اند.

در جايي ديگر استاد دانشگاهي که به قول روزنامه هم ميهن "در ساليان اخير در مجمع هاي دانشجويي حضوري مغتنم دارد" در نشستي در کميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران "سانسور عقايد کمونيستي توسط حکومت را دليل کنوني اقبال دانشجويان به اين عقايد" اعلام مي کنند وچنين ادامه مي دهند "امروز که عقايد کمونيستي يطور کامل منسوخ شده است برخي جوانان ايران، به اين عقايد روي آورده اند ودليل آن نيز عدم اگاهي است. زيرا وقتي همه دنيا چشم به سقوط کمونيست ومسائل مربوط به آن داشت در ايران هيچکس در اين باره صحبت نکرد وهيچ آگاهي در اين زمينه به مردم داده نشد."

جناب استاد فراموش کرده اند که بخش بزرگي از دانشجوياني که امروز به قول ايشان به "عقايد کمونيستي" اقبال نشان مي دهند روزگاري هوادار اصلاح طلبان بوده اند. چرا استاد و دوستانشان در همان موقع از نا آگاهي اينان سخن نگفته بودندوچرا امروز که اين دسته از دانشجويان به مدد تجربه ودانش بيشتر از گذشته راه ديگري را براي رهايي ملت ايران بر گزيده اند اين چنين از سوي رهبران سابق خود مورد دشنام قرار مي گيرند؟

براستي اگر "جناب استاد" معتقدند که سانسور عامل رشد نيروهاي چپ شده است چرا خود در جمع خودي هايي که برايشان سخنراني مي کردند دست به سانسور زده واز دعوت حتي يک نفر از هواداران چپ خودداري کردند تا کسي نباشد که جواب آن هارا بدهد وبه آزادي بتوانند با تک صدايي کامل، هرچه دل تنگشان خواست بر زبان رانند.

نه "جناب استاد"، چپ در سرتاسر اين جهان در دموکراسي وديکتاتوري، در حکومت نظامي وزندان هاي پيچ در پيچ پينوشه اي ويا دموکراسي هاي جوامع نابرابر رشد مي کند، چرا که آنان از منطق زندگي واز ذات انساني که از نابرابري وديکتاتوري بيزار است نيرو مي گيرند. آنان عاشقان صادق زندگي ومردم هستند واز تاريخ مبارزان خود وجهان واز قافله بي پايان جان باختگان راه آزادي و استقلال، برابري وعدالت جويي مردم خود تغذيه مي کنند.

تجربه صد ساله ايران معاصر نمايانگر آن است که نه نمايش اعترافات تلويزيوني زير هولناک ترين شکنجه ها و فشارهاي رواني، نه زندان وشلاق وتيرباران هاي دسته جمعي، ونه دوران هاي کوتاه تنفس در تاريخ سراسر استبداد اين آب وخاک، سد راه حرکت وجوشش آنان نشده است.

آنکه آزادي اين مردم را مي خواهد نمي تواند در کنار مستبدان چپ کش قرار گيرد. اين گونه سخنان هيچ کمکي به دموکراسي وآزادي نمي کند وتنها باعث ايجاد تفرقه در صفوف آزادي خواهان مي شود.اميد آنکه دوستان اصلاح طلب ما بجاي صرف نيرو وانرژي در راه عبث مبارزه با چپ، اين توان را در جهت همبستگي همه نيروهاي هوادار روزبهي مردم ايران قرار دهند وامر چپ ستيزي را به پينوشه ها، بوش ها، هيتلر ها و.... وشکنجه گران تعليم يافته واگذار کنند، چرا که: عرض خود مي برند وزحمت ما مي دارند.

ما به هيچ وجه از حملات شما به انديشه هاي سوسياليستي هراسي نداريم.اين حملات نه تنها آسيبي به چپ نمي زند، که به علت سستي وبي بنياني آن به تقويت هرچه بيشتر آن مي انجامد. ما فقط نگران تخريب فرهنگ سياسي اين مملکت به وسيله شما هستيم.

نگراني ديگر ما اين است که چه چيزي باعث چنين موضع گيري هاي اين گروه از اصلاح طلبان شده است؟ کدام نياز حاد را در جنبش احساس کرده اند؟ چه رابطه اي بين اين چپ ستيزي با مذاکره ايران وامريکا وجود دارد؟ ايا اين آقايان مي خواهند به آمريکا بباورانند که صالح تر از مذاکره کنندگان دولتي هستند؟ پاسخ به اين سئوالات را به آينده واگذار مي کنيم. فقط ياد آور مي شويم که، مردم ايران به آن حد از بلوغ سياسي رسيده اند که با مقايسه شيوه ها وروش ها ومنطق ما وشما دست به انتخاب بزنند.

منبع : روزآنلاین

+ نوشته شده در پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 11:6 توسط آوای پلی تکنیک |

نامه کمپین آزادی پلی تکنیک به عفو بین الملل و حقوق بشر
                                      

دانشجویان ایران به عنوان یکی از اقشار مبارز و پیشرو جهت تحقق خواستهای بر حق و دموکراتیک خود در جنبش اعتراضی مردم ایران علیه ارتجاع و کهنه پرستی رژیم جمهوری اسلامی فضای دانشگاه را به صحنه انتقاد و اعتراض برای تغییر و دگرگونی ریشه ای در نظام و برقراری یک حکومت اکثری تبدیل کرده اند  دانشجویان در حرکتهای اعتراضی خود فراتر از خواستهای صنفی ودر پیوند با سایر جنبش های اجتماعی همچون کارگران و زنان در مسیر ایجاد یک جبهه متحد اجتماعی در مقابل دولت و سیاستهای ضد انسانی جمهوری اسلامی نقش رهبر و پیشرو تئوریک  در کندن کانالهای رادیکالیزاسیون مطالبات اکثری را ایفا میکند.

دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک تهران  در تحرکات اخیر اجتماعی نقش موثر و علنی خود را در مراسم روز دانشجو در۱۶ آذر و در روز حضور احمدی نژاد  ۲۰ آذر در پلی تکنیک با شعارهای مرگ بر دیکتاتور و رئیس جمهور فاشیست پلی تکنیک جای تو نیست  و آتش زدن عکس احمدی نژاد رئیس جمهور حال حاضر جمهوری اسلامی نشان داده و به جهانیان اعلام کردند  که دانشجوی پلی تکنیک نیز در کنار کارگران و زنان مخالف حاکمیت جمهوری اسلامی هستند.

نیروهای نظامی و پادگانی رژیم مستقر در دانشگاه پلی تکنیک در یک نقشه از پیش تعیین شده و با جعل نشریات دانشجوئی اقدام به دستگیری تعدادی از دانشجویان کرده است .۹ نفراز دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک  در بند ۲۰۹ زندان اوین جمهوری اسلامی تحت شدیدترین شکنجه ها و آزار های جسمی و روانی قرار دارند .

احمد قصابان -مقداد خلیل پور- مجید شیخ پور-مجیدتوکلی- پویان محمدیان -احسان منصوری-عباس حکیم زاده -علی صابری و کیوان انصاری در بدترین شرایط انسانی قرار دارند.

بدینوسیله دانشجویان داخل و خارج ایران با اعلام کمپین آزادی پلی تکنیک از تمامی سازمانها و اشخاص فعال حقوق بشر تقاضا دارند با اعلام حمایت و انتشار اطلاعیه در محکومیت این اقدام جمهوری اسلامی خواستار آزادی بی قید وشرط دانشجویان ایران در کنار سایر فعالین جنبش های اجتماعی همانند محمود صالحی هستیم.

 کمپین آزادی پلی تکنیک

+ نوشته شده در پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 10:17 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک

محرومیت دانشجویان دربند پلی تکنیک از حقوق قانونی  

يوسف مولايي وكيل مدافع عباس حكيم‌زاده از دانشجويان بازداشت‌شده پلی تکنیک در گفتگو با ایسنا گفت: "امروز صبح به معاونت امنيت دادسراي انقلاب مراجعه كردم. پس از مراجعه‌ام درباره‌ي پرونده‌ي حكيم‌زاده، گفته شد حضور وكيل رسميت ندارد. وي گفت: اين مساله خلاف قانون است و طبق قانون از بدو بازداشت بايد وكيل در پرونده حضور داشته باشد. " همچنین معاونت امنیت دادگاه انقلاب به خانواده حکیم زاده اعلام کرده است که او تا یک ماه حق تماس تلفنی و ملاقات حضوری ندارد که این برخلاف قانون است.

دخالت کمیته سرکوب دانشگاه در حریم خصوصی دانشجویان

علي طباطبايي دانشجوی دانشکده مکانیک پلی تکنیک در گفت و گو با ايسنا اظهار داشت: پس از آن كه در كميته انضباطي حاضر شدم،‌ اتهامات بنده شركت در تجمع‌، تريبون شوراي صنفي، شركت در تجمع و كنفرانس در مقابل دانشكده مكانيك و انتشار و پخش خبرنامه اميركبير اعلام شد و بنده دفاعيه خود را انجام دادم.وي نسبت به ورود بازجوی کمیته سرکوب ( طاهری ) در حريم خصوصي‌اش و رفتار ناشايست وی در جلسه كميته انضباطي انتقاد كرد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 23:0 توسط آوای پلی تکنیک |

"موریانه تپش های زمان ات را می شمارد" از هژیر پلاسچی

 

احمد زیدآبادی تحلیل گر مسائل سیاسی ایران، خاورمیانه و البته جهان مطلبی با عنوان «سفر اورتگا به تهران و دردسر چپگرایان ایرانی» برای سایت بی. بی. سی نوشته که در سایت ادوار نیوز هم باز انتشار شده است.

در این مطلب آقای زیدآبادی به سفر اورتگا و رابطه ی حکومت ایران با رهبران چپگرای ایرانی پرداخته و نوشته است که این مجموعه از روابط برای «چهره های چپگرا و سوسیالیست ایرانی دردسرساز شده است.» چرا که «جمهوری اسلامی از زمان تاسیس خود با سوسیالیست های دارای گرایش مارکسیستی، نه فقط میانه ی خوبی نداشته بلکه سازمان های آنها را متلاشی و نیروهای رادیکال آنها را سرکوب کرده است.» و افزوده: «از این رو سوسیالیست های ارتدوکس ایرانی عموما" در برابر جمهوری اسلامی موضع مخالف دارند.»

اول: از آقای زیدآبادی ممنونم که برای «دردسرهای» چپگرایان و سوسیالیست های ایرانی دل می سوزاند اما گمان می کنم بهتر بود ایشان ابتدا فکری به حال دردسرهای چهره های راستگرا و لیبرال ایرانی می کرد. آقای زیدآبادی می داند که من دارم از چه حرف می زنم. من دارم از حمله ی آمریکا به افغانستان و عراق، از زندان گوانتانامو و ابوغریب، از سرکوب وسیع تظاهرات ضدجهانی سازی در آلمان، از سرکوب خشن تظاهرات روز جهانی کارگر در آمریکا و از یک سابقه ی تاریخی پر از توطئه، پر از آدمی ستیزی و پر از خشونت عریان سخن می گویم. اگر قرار است «چهره های چپگرا و سوسیالیست ایرانی» در برابر عملکرد همه ی چپ های جهان پاسخگو باشند، آقای زیدآبادی و شرکا هم باید در مقابل عملکرد جرج بوش و دونالد رامسفلد و کاندولیزا رایس و پل ولفوویتز و مایکل لدین پاسخگو باشند. به خصوص که من و آقای زیدآبادی می دانیم که امروز برخی از همین چهره های راستگرا و لیبرال ایرانی دارند چه لاسی با کاخ سفید نشینان می زنند.

دوم: ابتدا بنویسم که این کلمه ی «ارتدوکس» را خیلی جدی نگیرید چون در ادامه معلوم خواهد شد، منظور آقای زیدآبادی از «ارتدوکس» چیست. اما سوسیالیست های ایرانی تنها به خاطر متلاشی شدن سازمان هایشان و سرکوب نیروهای رادیکال شان از سوی جمهوری اسلامی نیست که با آن مخالفند. البته زیدآبادی عزیز هرجایی که لازم می داند خاک در چشم واقعیت می پاشد اما لابد می داند که نقض آشکار حقوق زنان در قالب اعمال قوانین ضد زن، تحمیل پوشش اجباری، دامن زدن به گفتمان و فرهنگ مردسالار با استفاده از تریبون های رسمی و رسانه های دولتی و سرکوب فعالان جنبش زنان، نقض آشکار آزادی های سیاسی و اجتماعی در قالب سرکوب فعالان جنبش دانشجویی، اعمال سانسور و سلاخی ادب و هنر و اندیشه، تهدید فعالان رهایی خواه و عدالت طلب و سرکوب مداوم نیروهای مخالف، نقض آشکار حقوق کارگران در قالب جلوگیری از ایجاد تشکل های مستقل کارگری و سرکوب تشکل های موجود و حمایت آشکار از غارتگران و بهره کشان، ایجاد و سازماندهی مافیای اقتصادی در همه ی عرصه های سودآور، دخالت در حوزه ی خصوصی افراد و در یک کلام انهدام اقتصاد و اجتماع و فرهنگ این خاک با تکیه بر تاریخی پر از کشتار و مردمی ستیزی، با تکیه بر تاریخی مذکر دلیل مخالفت سوسیالیست های ارتدوکس و غیرارتدوکس ایرانی با جمهوری اسلامی است.

آقای زیدآبادی می نویسد: «سوسیالیست های ارتدوکس ایرانی ... به رغم شعارهای عدالت طلبانه دولت احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، آن را دولتی راستگرا و انحصارگر می دانند.»

معنی این جمله چیست؟ آیا آقای زیدآبادی مانند دوست و همکارشان محمد قوچانی می خواهد ادعا کند محمود احمدی نژاد و جرج بوش هم چپگرا هستند؟ بگذارید تکلیفمان را روشن کنیم. احمدی نژاد شعارهای عدالت طلبانه داده است. در واقع شعارهای عدالت طلبانه ی چپ را مصادره کرده و چون سردمداران دولت های سازندگی و اصلاحات هیچ قدمی برای لااقل تخفیف تضاد طبقاتی برنداشته بودند، چون سیاست های حضرات خود عامل تشدید تضاد طبقاتی بوده است، توانست بر موج نارضایتی مردم سوار شود. لابد آقای زیدآبادی می داند که دقیقا" در چنین شرایطی هیتلر با سر دادن همین شعارها به پیروزی رسید.

با وجود این و «به رغم» آن شعارها دولت احمدی نژاد نه توان این را دارد که با سرمایه داری مبارزه کند و نه انگیزه ی آن را. چرا که خود برآمده از استراتژی ارگان هایی است که تا مغز استخوان به سرمایه داری و مناسبات و روابط و امکانات آشکار و پنهان آن وابسته اند. احمدی نژاد نه می تواند و نه می خواهد که با اسکله های غیر قانونی، با مافیای نفت و زمین و شکر و چای و پسته و اتوموبیل و هزار و یک شبه مافیای دیگر مبارزه کند. این هم از قضا شباهت آشکاری به هیتلر مغفور دارد.

از سوی دیگر جنبش های به واقع عدالت خواه اجتماعی در دوران احمدی نژاد به شدت سرکوب می شوند. جنبش کارگران و معلمان عاملین بیگانه نیستند. این را من و آقای زیدآبادی و مردان دولت احمدی نژاد می دانیم که این معترضین بر پایه ی شرایط عینی و مادی، به دلیل فقر گسترده و غارت بی امان است که به میدان آمده اند.

احمدی نژاد و یارانش اما چون از همان ابتدای انقلاب ملی گرایی را اساس بدبختی اسلام و مسلمین دانسته اند، در پازل راستگرایی افراطی خود به جای تاکید بر نژاد و ملت، مذهب را نشانده اند. و البته می بینیم و می دانیم که انجام اعمالی چون اخراج مهاجران افغانی تنها از دولت های راستگرا برمی آید. آقای زیدآبادی به عنوان تحلیل گر مسائل جهان حتما" این را می داند که در اروپا هرگاه دولت های راست بر سر کار می آیند وضعیت مهاجرین بدتر می شود و حتما" تشابه این نمونه را با عملکرد دولت احمدی نژاد درک می کند. من به شدت مایلم دلایل آقای زیدآبادی را برای چپگرا دانستن چنین دولتی بدانم.

آقای زیدآبادی می نویسد: «سوسیالیست های ارتدوکس ایرانی در عین حال، حامی پر و پا قرص دولت های چپگرای آمریکای لاتین از جمله دولت های کوبا، ونزوئلا، پرو و نیکاراگوئه به شمار می روند، یعنی درست همان دولت هایی که با جمهوری اسلامی روابط گرم و صمیمانه یی دارند و رهبرانشان از تکریم و تمجید آقای احمدی نژاد و سیاست های او پرهیز ندارند.» و کمی بعدتر ادامه می دهد: «اما هنگامی که آقای احمدی نژاد با رهبرانی مانند هوگو چاوز و یا دانیل اورتگا در دانشگاه حاضر می شود، برای این دسته از دانشجویان لحظه ی مصیبت است.»

اول: آقای زیدآبادی عزیز معلوم است که خیلی عجله داشته تا تکلیف «دردسرهای» چپگرایان ایران را روشن کند. آنقدر که فراموش می کند باید به جای پرو نام اکوادور یا بولیوی را می نوشت. چنین اشتباهی از یک تحلیل گر مسائل جهان بعید است.

دوم: فارغ از این که چقدر پیش فرض آقای زیدآبادی درست است، چقدر با جغرافیای چپ ایران آشنایی دارد و چقدر تلاش می کند موضع انتقادی بخشی از چپ ایران را که اتفاقا" بخشی از همان چپ دانشجویی را هم در برمی گیرد، در برابر دولت های کوبا و ونزوئلا و بولیوی و اکوادور و نیکاراگوئه نبیند و یا خودش را به ندیدن بزند، در ضمن فراموش می کند که اگر «مصیبت» دانشجویان و چهره های چپگرا و سوسیالیست ایرانی تازه آغاز شده، «مصیبت» دانشجویان و چهره های راستگرا و لیبرال ایرانی خیلی پیشتر از این آغاز شده بود. او فراموش می کند که دانشجویان و چهره های راستگرا و لیبرال ایرانی از همان آغاز، از همان کنفرانس گوادلوپ و بعد ماجرای مک فارلین دچار «مصیبت» شده اند. او فراموش می کند «مصیبت» ایشان و یاران و هم اندیشانش از زمانی آغاز شده است که مجامع «مستقل» حقوق بشری در برابر چپ کُشان دهه ی شصت در ایران سکوت کردند. او فراموش می کند که از قضا بسیاری از تئوریسین های فعلی لیبرالیسم در ایران سوابق چندان خوشایندی ندارند و این دیگر عین «مصیبت» است. من دوست دارم بدانم آن زمانی که چپ های امروز مصیبت زده ی ایران را رج به رج روانه ی کشتارگاه ها و گورهای بی نشان می کردند، دوستان و همفکران آقای زیدآبادی، دوستانی چون محسن سازگارا، مرتضی مردیها، اکبر گنجی، حمیدرضا جلایی پور، عیسی سحرخیز، موسی غنی نژاد، مرتضی نیلی، سعید حجاریان، علیرضا علوی تبار، رجبعلی مزروعی و عبدالکریم سروش که اتفاقا" این روزها دوباره دچار هیستیری چپ ستیزی شده اند، کجا بوده اند؟

آقای زیدآبادی می نویسد: «در سال های اخیر به ویژه پس از ناکامی جنبش اصلاحی ایران برای تغییر مناسبات قدرت در نظام جمهوری اسلامی، گرایش به تفکرات چپگرایانه از نوع ارتدوکسی آن در دانشگاه های ایران افزایش یافته و دانشجویان چپگرا می توانند با انتشار نشریات دانشجویی و برگزاری جلسه، به ترویج اندیشه های خود بپردازند.

در واقع، گرایش به اندیشه های چپ ارتدوکسی در بین بخشی از دانشجویان و مدارای نسبی دستگاه های امنیتی با آنها، سبب شده است که برخی از انجمن های اسلامی دانشگاه ها، اصل مسئله را به برنامه یی طراحی شده از طرف حکومت برای تضعیف دانشجویان هوادار دموکراسی و لیبرالیسم نسبت دهند.

هر چند چنین ادعایی قابل اثبات نیست، اما نوع برخورد دانشجویان چپگرا با مسائل ایران و ادبیاتی که در نشریات خود به کار می گیرند، به نظر نمی رسد که نگرانی چندانی برای حکومت ایجاد کند، چرا که برخورد و ادبیات آنها به اندازه یی رادیکال و ارتدوکسی است که افراد اهل اندیشه را بیشتر می ترساند تا این که آنها را جذب کند.

بنابر این به نظر برخی از تحلیلگران گسترش این نوع تفکرات در بین لایه یی از دانشجویان ایران، حرکتی عموما" احساسی و سطحی تلقی می شود و توانایی تبدیل شدن به اقدامی کیفی و عمقی را ندارد. با این حال، این دسته از دانشجویان معمولا" حضوری پر سر و صدا در برخی از دانشگاه ها دارند و بدون پروا، ضمن دفاع از میراث سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی، علیه دولت آقای احمدی نژاد موضع می گیرند.»

اول: آقای زیدآبادی به نکته ی درستی اشاره می کند اما آن را ابتر و نیمه کاره رها می سازد. او به درستی اشاره می کند که به تازگی است که دانشجویان چپگرا «می توانند» نشریه منتشر کنند و با برگزاری جلسات دانشجویی به ترویج اندیشه های خود بپردازند. تا اینجای ماجرا درست، اما آقای زیدآبادی نمی گوید که دقیقا" زمانی که چپ سرکوب شود و «نهادهای امنیتی» به جای تحمل آن فعالانش را قلع و قمع کنند است که دانشجویان و چهره های راستگرا و لیبرال می توانند عرض اندام کنند.

آقای زیدآبادی نمی گوید اندیشه ی لیبرال زمانی توانست در ایران رشد کند که دانشجویان تحکیمی در کنار دیگر نهادهای سرکوب و وحشت، همان هایی که حالا بخشی شان تئوریسین های لیبرالیسم ایرانی شده اند، دانشجویان چپگرا و سوسیالیست را در دانشگاه های ایران از دم تیغ گذراندند و برای چپ کُشی چادرهای تحکیم وحدت را بر پا کردند و در جوخه های شکار به دنبال نیروهای چپگرا و سوسیالیست خیابان ها را گز کردند و در قامت بازجو آنها را زیر اخیه کشیدند و در قامت دادگاه های چند دقیقه یی بر مرگشان فرمان راندند و در قامت سانسورچی های اداره ی ارشاد و فعالان حوزه ی هنری و ستاد انقلاب فرهنگی اندیشه شان را قصابی کردند.

آقای زیدآبادی نمی گوید که همان فعالان انقلاب فرهنگی، شکوری رادها و میردامادی ها و عباس عبدی ها هستند که دارند یکی در میان از قدرت گیری چپ دانشگاهی سخن می گویند و نمی گوید این یعنی گرای امنیتی دادن به کسانی که امروز از انقلاب فرهنگی دوم سخن می گویند، یعنی برادران دیروز و امروز! این چپ ها خطرناک ترندها!

دوم: آقای زیدآبادی تلویحا" دانشجویان چپگرا را متهم به این می داند که از سوی نهادهای امنیتی تقویت می شوند تا دانشجویان هوادار دموکراسی و لیبرالیسم تضعیف شوند. و البته بلافاصله تذکر می دهد که چنین ادعایی قابل اثبات نیست.

حالا که بنا به نوشتن از ادعاهای غیر قابل اثبات است بگذارید من هم چند ادعای غیر قابل اثبات بنویسم. اولین ادعای غیر قابل اثبات من این است که نوشتن این مقاله در راستای همان گرا دادن امنیتی و تحریک نهادهای سرکوب به برخورد با دانشجویان چپگرا و سوسیالیست است، هر چند چنین ادعایی قابل اثبات نیست. دومین ادعای غیر قابل اثبات من این است که این مقاله کارکرد دومی هم دارد. آقای زیدآبادی می خواسته است با نوشتن این مقاله و توجه دادن به دانشجویانی که «رادیکال»، «ارتدوکس» و «مدافع میراث سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی» هستند و انتشار آن در بی.بی.سی برای دوستان ایرانی که در سایه ی امن دموکراسی و لیبرالیسم مشغول مغازله با جرج بوش و قهوه خوران با مایکل لدینند، سیگنال بفرستد که اگر دیر بجنبید این دانشجویان چپگرا و سوسیالیست نامرد هر چه رشته ایم پنبه می کنند. هر چند این ادعا هم قابل اثبات نیست.

سوم: آقای زیدآبادی به رسم کهنه شده و مندرس دوستان دوم خردادی همچنان رادیکال و ارتدوکس را مترادف می داند. دیدید که فهم ایشان از رادیکال و ارتدوکس چندان هم دقیق نیست، برای همین نوشتم این «ارتدوکس» را جدی نگیرید.

چهارم: آقای زیدآبادی نوشته است که دانشجویان چپگرا و سوسیالیست افراد اهل اندیشه را می ترسانند و توانایی تبدیل شدن به حرکتی عمقی و کیفی را ندارند. من هم با آقای زیدآبادی هم نظرم. قبلا" هم نشان دادم که افراد اهل اندیشه یی چون علیرضا علوی تبار، مرتضی مردیها، حمیدرضا جلایی پور، عباس عبدی و ابراهیم یزدی چگونه ترسیده اند و البته به خاطر این ترس به آنها حق می دهم. جریانی که برابر فتوای آقای زیدآبادی توان تبدیل شدن به حرکتی عمقی و کیفی را ندارد خیلی ترسناک است.

پنجم: من به شدت تمایل دارم با این دانشجویان چپگرا و سوسیالیستی که از میراث اتحاد جماهیر شوروی دفاع می کنند، آشنا شوم. از آقای زیدآبادی می خواهم لطفا" هرچه زودتر این کار را انجام دهد تا من هم بدانم در زمانه یی که حتی حزب توده ی ایران به عنوان حزبی که همواره در سال های گذشته از سیاست های شوروی حمایت می کرده است، اکنون از اتحاد جماهیر شوروی دفاع نمی کند، چگونه دانشجویان چپگرا و سوسیالیست «بدون پروا» و «با سر و صدا» از شوروی دفاع می کنند.

آقای زیدآبادی چند خط بعدتر می نویسد: «هم پیمانی و همسویی سیاسی رییس جمهور ایران با رهبران چپگرای آمریکای لاتین، تناقض های فکری این دسته از دانشجویان را برملا و آنان را در چشم دانشجویان ناراضی، خفیف می کند.»

این دیگر ترجمان آرزوهای آقای زیدآبادی است. آرزوهای کسی که می بیند همه ی رشته ها در حال پنبه شدنند و البته شب متاسفانه دراز است و قلندر خوشبختانه بیدار.

تکمله ی 1: نوشتن این پاسخ برای احمد زیدآبادی هیچ ربطی به خصومت های شخصی ندارد. اتفاقا" احمد زیدآبادی از آن دسته انسان هایی که به دلیل داشتن خصلت های نیک از نظر شخصی فردی دوست داشتنی و قابل احترام است. شما نمی توانید در او هیچ اثری از تفرعن های رایج این روزگار بیابید. فروتنی بی کرانه اش مثال زدنی است، اما عرصه ی بحث، عرصه ی رفاقت نیست. امیدوارم بحث های این وبلاگ دوستی های شخصی من را با دوستان دیگر از بین نبرد. در ضمن من به هیچ وجه اعتقاد ندارم همه ی لیبرال های وطنی عاملین امپریالیسم هستند. این بحث را بیشتر خواهم شکافت.

تکمله ی 2: نوشتن این مطلب به معنای تایید دربست جریان چپ دانشجویی از سوی من نیست. من در این دریچه ی شخصی از منظر خودم جهان را نگاه می کنم و سعی خواهم کرد منتقد بمانم.

 

از وبلاگ درک حضور دیگری

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 10:16 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک

اتهام زنی چندباره وزارت علوم به دانشجویان پلی تکنیک

دكتر محمدباقر خرمشاد ، مـعـاون فـرهـنـگـي وزيـر عـلـوم، در گفت‌وگو با ايسنا، با بيان اينكه عملكرد فعالان دانشجويي اساسا با پرسش عجين شده است، گـفـت: « ارتقاء، تحول، تعالي و رشد دانش را بدون پرسش و تنوع‌بخشي در پرسش نمي‌توان دانست، لذا دانشگاه بدون پرسش معنا نخواهد داشت. پرسشگري و نقادي در حوزه‌هاي مختلفي ديده مي‌شود و در تمام رشته‌هاي علمي، پرسشگري موتور محركه‌ي اصلي است كه مي‌تواند نردبان ترقي را به وجود آورد اما بايد ديد در حوزه‌ي مسائل اجتماعي و سياسي، تشكل‌هاي دانشجويي توانسته‌اند به وظيفه‌ي اصلي پرسشگري خود عمل كنند يا خير؟»

خرمشاد ، در ادامه دروغگویی هایش ، با بيان آنكه بنده به عنوان مسوولي در بخش وزارت علوم هميشه به فعاليت‌هاي جمعي دانشجويي از جمله فعاليت‌هاي سياسي به ديد فرصت نگاه مي‌كنم، گفت: « براي درك اهميت فرصت بودن تشكل‌هاي دانشجويي تنها كافي است فقدان آن را تصور كنيم. فقدان فعاليت در فضاي دانشگاهي يعني فضاي مرده و راكد در دانشگاه. فعاليت سياسي دانشجويي هميشه براي جامعه يك فرصت محسوب مي‌شود و همگان بايد با ديد مثبت به آن نگاه كنند.»

وی ، با اشاره به تبعات بالا رفتن هزينه‌ي سياسي در دانشگاه‌ها، بيان كرد: « به نظر مي‌رسد فعاليت سياسي بدون هزينه در هيچ جاي دنيا وجود ندارد. به عبارت ديگر حداقل هزينه‌ي سياسي با هر نوع فعاليت سياسي عجين شده است. به طور مثال همه مي‌گويند شغل خبرنگاري شغل پرخطري است چراكه اين شغل با نوعي خطرپذيري و ريسك‌پذيري و ... عجين شده است. كار سياسي هم هزينه  دارد. به فرض در فعاليت انتخاباتي در بيرون دانشگاه يك حزب در هر دوره‌اي مي‌تواند پيروز يا غير پيروز شود اما در تمام مدت اعضاي آن حزب بايد هزينه‌هايي را پرداخت كنند. اساسا فعاليت سياسي هزينه دربر دارد اما مسوولان دانشگاهي موظف هستند به گونه‌اي برنامه‌ريزي كنند كه هزينه‌ي سياسي براي فعاليت در دانشگاه‌ها بالا نباشد اما اين امر دو سويه است، يعني فعالان دانشجويي نيز بايد چنين اراده و عملكردي را پيشه سازند.»

وي افزود: « در بعضي مواقع امكان دارد بعضي از گروه‌هاي سياسي در دانشگاه باشند كه اساسا خود در جستجوي بالا بردن هزينه‌ي سياسي باشند چراكه احساس مي‌كنند به دليل بهره‌مندي از چنين موقعيتي و مظلوم‌نمايي و ... مي‌توانند سودي به مراتب بيشتر از زماني ببرند كه بخواهند به صورت عادي فعاليت كنند، در اين حالت نه مسوولان بلكه ان تشكل با هدف آگاهي و برنامه هزينه فعاليت سياسي را بالا برده است.

خرمشاد با بيان آنكه از نوروز به بعد با توجه به اتفاقاتي كه در بعضي از دانشگاه‌ها افتاد به نظر مي‌رسد بعضي از تشكل‌هاي دانشجويي استراتژي" پرخاش و حريم‌شكني" را در پيش گرفتند، ابراز عقيده كرد: « اگر عده‌اي در گذشته به نام نقد به صورت پراكنده تندروي‌هاي بدون هزينه انجام مي‌دادند به نظر مي‌رسد كه مي‌خواستند با استراتژي "پرخاش و حريم‌شكني" فضايي را ايجاد كنند كه در ان هزينه‌ي سياسي بالا برود. به عقيده‌ي من اتفاقي كه در نشريات اميركبير ايجاد شد اوج اين مسئله بود.»

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 9:40 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلي تكنيك

 اساتيد پلي تكنيك تنها با يك دانشجوي بازداشتي ديدار كرده اند

چندی پیش ایسنا به نقل از روابط عمومی پلی تکنیک از دیدار جمعی از اساتید و روساي دانشكده هاي دانشگاه با دانشجويان دربند پلي تكنيك در اوين خبر داده بود ، هرچند اسامي اين اساتيد اعلام نشد . اما دفتر تحكيم وحدت ديروز ( سه شنبه ) در اطلاعيه خود  پيرامون برخوردهاي اخير با دانشگاهيان كشور ، درباره اين ديدار، آورده است : " در حرکتی نمایشی گروهی از اساتید دانشگاه امیر کبیر راهی زندان اوین شدند تا به بررسی نحوه برخورد با دانشجویان در زندان بپردازند و جالب اینکه در این دیدار تنها یک دانشجو را ملاقات کردند و جای این سوال باقی است که ۷ دانشجوی دیگر در چه وضعیتی قرار داشتند که برپاکنندگان این دیدار نمایشی اجازه ملاقات با آنها را به اساتید خودی نیز نداده اند! "

شكنجه دانشجويان دربند پلي تكينك همچنان ادامه دارد

در اين اطلاعيه همچنين آمده است : "همچنان شاهد ادامه سناریوی نخ نمای دانشگاه امیر کبیر هستیم. در حالی که از همان ابتدای انتشار مطالب موهن بسیاری از اساتید، فعالین دانشجویی، روشنفکران، فعالین سیاسی و مدنی انتشار این مطالب را به مخالفان استقلال و نقادی دانشگاهیان نسبت دادند اما همچنان شاهد ادامه بازداشت ۸ تن از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر هستیم که از بازداشت اولین نفر آنها بیش از چهل روز می گذرد. همچنبن دراقدامی عجیب نماینده یکی از نهادهای امنیتی در دانشگاه امیر کبیر حضور یافت و اعلام نمود که دانشجویان گناهکار هستند و این در حالی بود که اخباری نگران کننده مبنی بر ضرب وشتم دانشجویان برای اعتراف انتشار یافته است."

با دانشجويان پلي تكنيك همچون ملوانان انگليسي رفتار كنيد !!

دفتر تحكيم در اطلاعيه خود آورده است : "در غائله امیر کبیر همچنان جای این سوالات باقی است که چرا قاضی پرونده و مسئولین وزارت علوم پیش از هر محاکمه ای دانشجویان را متهم کرده اند؟ چرا هنوز این دانشجویان حق ملاقات با وکیل را ندارند؟ به چه دلیل خانوادهای این دانشجوان حق ملاقات با آنان را ندارند؟ چرا مسئولین دانشگاه امیر کبیر، وزارت علوم و تشکل های همفکرشان که خود متهم هستند که در این اقدام جهت خاموش کردن صدای مخالفان سهیم بوده اند حتی مورد سوال نیز قرار نمی گیرند؟ و به راستی اگر این دانشجویان تحت فشاربرای اعتراف به گناه نکرده نمی باشند چرا حق هیچ ملاقاتی را ندارند؟ چرا باید بیش از چهل روز را دربند باشند؟ چرا ملوانان انگلیسی که دولت با بحران آفرینی آنها را دستگیر نمود و متجاوزشان خواند با هدایای گوناگون بدرقه شدند اما دانشجویان باید به جرم گناه نکرده بیش از چهل روز در زندان بمانند ؟ "

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 8:27 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک

روزنامه شرق در صفحه سیاست شماره امروز خود آورده : "در پي درج خبري مبني بر درخواست تعليق امتحانات دانشگاه صنعتي اميرکبير در روزنامه شرق، روابط عمومي دانشگاه اميرکبير اعلام کرد؛ کليه فعاليت هاي آموزشي و پژوهشي دانشگاه در حالت عادي داير بوده و هيچ گونه تغييري در برنامه و امتحانات پايان ترم داده نشده است. اين توضيح در پي آن داده شد که چندي پيش بيش از 1200 نفر از دانشجويان پلي تکنيک درخواست تعويق زمان امتحانات را مطرح کرده بودند. با توضيح روابط عمومي دانشگاه اميرکبير مشخص شد که با درخواست دانشجويان مخالفت شده است. " 

این درحالیست که از برخی اعضای هیات علمی دانشگاه شنیده شده در هفته جاری کمیته ای متشکل از ۱۵۰ عضو هیات علمی مساله تعویق امتحانات پایان ترم را بررسی خواهند کرد . به نظر می رسد اختلافات شدید اعضای موثر هیات علمی دانشگاه با دکتر رهایی، رییس بی کفایت پلی تکنیک ، بار دیگر بالا گرفته است . گفتنی است این اختلافات اولین بار در جلسه معارفه دکتر رهایی در پاییز ۸۴ درآمفی تئاتر مرکزی دانشگاه آشکار شده بود . وقتی دکتر نیک روش ، عضو هیات علمی دانشکده برق و از قدیمی ترین اساتید پلی تکنیک ، با اشاره به دوران کوتاه ریاست رهایی در سالهای ۷۶ - ۷۵ ، انتصاب دکتر رهایی به ریاست دانشگاه را فرصتی دوباره برای جبران اشتباهات گذشته خوانده بود . 

                            

+ نوشته شده در سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 10:24 توسط آوای پلی تکنیک |

بمناسبت بیست و هفتمین سالگرد انقلاب فرهنگی حکومت اسلامی (مروری کوتاه بر تحولات جنبش دانشجویی)

بهرام رحمانی : آيت الله روح الله خمینی، بنیان گذار حکومت ارتجاعی اسلامی، ٢٧ سال پيش، با صدور فرمانی، تشکیل «ستاد انقلاب فرهنگی» را صادر کرد.  با فرمان آيت الله خمینی، در ۲۲ خرداد ۱۳۵۹ ستاد انقلاب فرهنگی دانشگاه ها تشکیل گردید که بعدها به شورای انقلاب فرهنگی تغییر نام داد و از آن تاریخ تا به امروز این شورا سیاست های کلان حکومت اسلامی در عرصه آموزشی و دانشگاه ها را به عهده دارد.
در فرمان آيت الله خمینی، آمده بود: «بر این اساس به حضرات آقایان محترم محمد جواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد، جلال الدین فارسی، علی شریعتمداری مسئولیت داده می شود تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد و مومن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و برنامه ریزی رشته های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاه ها بر اساس فرهنگ اسلامی و انتخاب اساتید شایسته و متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند. بدیهی است بر اساس مطالب فوق دبیرستان ها و دیگر مراکز آموزشی که در رژیم سابق با آموزش و پرورش انحرافی و استعماری اداره می شد، تحت رسیدگی دقیق قرار گیرد.»(به نقل از فرمان آيت الله خمینی برای تصفیه دانشگاه ها در ۲۲ خرداد ۱۳۵۹)
در ۲۹ فروردين، اعضای شورای انقلاب به ديدار آيت الله خمينی رفتند و سپس در اطلاعیه ای تصريح نمودند که مراکز آموزش عالی به «ستاد عمليات سياسی تفرقه آور» بدل و مانع دگرگونی بنيادی در دانشگاه ها شده است. بر اساس این بيانيه به گروه های سياسی سه روز - از شنبه ۳۰/۱/۱۳۵۹  تا دوشنبه ۱/۲/ ۱۳۵۹ - مهلت دادند که دفتر فعاليت خود در دانشگاه ها را تعطيل کنند.

منبع : سایت دیدگاه

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 1:6 توسط آوای پلی تکنیک |

واكنش دفتر تحكيم وحدت به ديدار اساتيد پلي تكنيك با دانشجويان دربند اين دانشگاه
 

علی وفقی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت خواستار دیدار وکیل و نمایندگان نهادهای حقوق بشری با دانشجویان بازداشتی دانشگاه پلی تکنیک شد.
وفقی با اشاره به دیدار چند تن از اساتید دانشگاه پلی تکنیک با دانشجویان دربند گفت: خبر ملاقات تنی چند از اساتید گوش به فرمان و روسای انتصابی دانشگاه امیر کبیر با دانشجویان بازداشتی که در این روزها انتشار می یابد نشان می دهد سناریوسازان خود به تکراری و بی اثر شدن اقرارات اینچنینی معترفند و با این نمایش ها در پی کسب حداقل اعتباری برای این اعترافات هستند. دیدار چند شخص انتصابی که حتی با شرایط اولیه و قوانین بازداشت و دادرسی آشنایی ندارند اگر صحت هم داشته باشد نمی تواند اعتبار و اهمیتی داشته باشد . اگر آمران بازداشت و مسئولان مربوطه جرات و توان دارند اجازه ملاقات وکیل و نهادهای حقوق بشری را با دانشجویان بدهند.
وفقی گفت: اخبار نگران کننده ای از اوین می رسد که به دنبال خبر اعلام نتیجه پرونده در روزهای آتی، قابل توجه است. ظاهرا بازداشت کنندگان در این مدت موفق به اقرارگیری نشده اند که اظهارات قاضی حداد نیز موید این امر است و اکنون با تحمیل شرایط دشوارتری بر دانشجویان بازداشتی بر تکمیل سناریوی خود اصرار دارند. ما نسبت به شرایط دوستانمان در زندان اوین، به خصوص سلامت ایشان نگرانیم.
وي افزود : مسئولان زندان و بند ۲۰۹  در مورد وضعیت پزشکی عباس حکیم زاده گزارش دهند. عباس حکیم زاده سلامت جسمی مناسبی نداشته و شرایط زندان وضعیت وی را وخیم خواهد کرد. وزارت اطلاعات، قوه قضائیه وهمچنین مشاوران امنیتی رئیس دولت نسبت به هرگونه عوارض و صدمات جسمی بازداشت شدگان از جمله عباس حکیم زاده مسئولند..
مسئولان اگر این اخبار نگران کننده را تایید نمی کنند شرایط ملاقات وکیل و نهادهای حقوق بشری را با دانشجویان بازداشت شده فراهم کنند وگرنه با اظهار نظرهای حکم گونه قبل از تشکیل دادگاه و اینگونه اخبار صحت و سلامت بررسی پرونده به جد خدشه دار بوده و امیدها را نسبت به دادرسی عادلانه از بین می برد.
اینگونه اقدامات و سناریوها با هدف ضربه زدن به جنبش دانشجویی صورت می گیرد ولی جنبش دانشجویی زنده و استوار است و این فشارها خللی در پیگیری مطالباتش ایجاد نخواهد کرد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 0:12 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک
 با خبر شدیم کمیته ای متشکل از ۱۵۰ عضو هیات علمی دانشگاه مساله تعویق امتحانات پایان ترم را مورد بررسی قرار خواهند داد. گفتنی است پیش از این ۱۲۰۰ دانشجوی پلی تکنیک در اعتراض به بازداشت ۸ دانشجوی این دانشگاه با امضای نامه ای خواهان به تعویق افتادن امتحانات پایان ترم شدند.
+ نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 23:45 توسط آوای پلی تکنیک |

به شاهین های جوان جنبش دانشجویی ایران که زنده می ماند 
 
شاهین                                          

 فدای کاکل بی استخوانت         دل به باد نده

اشتباه نگیر

از آن پرنده ها نیست در تصادفی ناگهان خودکشی شود

لرزه لرزه بگیرد                       با چله چله برف تب کند

توفان و تگرگ نازش کند           سهند روی سینه سنگی خوابش

می کند

زیر بالهای قلندرش رستم و سهراب خواب تهمینه می بینند

پیش چنگال و منقار باستانی اش        سگی تخم نمی کند دور گربه

گربه برقصاند

دست از پر کمر خالی کن

اینقدر سوت سوتک هوا نکن اطراف خطها و سرهای سرخ

با بخت گژت یکی بدو نکن

بپا             بپای جهل

تخم چشم و کاسه سرت را دو دستی بگیر و در رو

شر است شر

این شکاری تیزپر     شاهین است

زیبا کرباسی

منبع : اثر

 

+ نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 22:20 توسط آوای پلی تکنیک |

کمپین آزادی پلی تکنیک

 اعلام حمایت دانشگاهها و سازمانهای بین المللی حقوق بشر از

 کمپین آزادی پلی تکنیک:

۱- دانشگاه کلمبیا

۲- دانشگاه حقوق بین الملل آمریکا

۳- مرکز تحقیقات حقوق بشر آریزونا

۴- دانشگاه حقوق بشر مینه سوتا

۵- تحقیقات حقوق بشر دانشکده حقوق هاروارد

۶- دانشگاه اسلو

۷- حقوق استانبول

۸- دانشگاه حقوق موناش

۹- دانشگاه پلی تکنیک آریزونا

۱۰- دانشگاه پلی تکنیک تیرانا

۱۱- دانشگاه پلی تکنیک هنگ کنگ

۱۲- دانشگاه هلسینکی

 کمپین آزادی پلی تکنیک

ازهمه آزادی خواهان و فعالین حقوق بشر در سراسردنیا تقاضا دارد به هر شیوه و راه ممکن درمقابل اقدامات غیرانسانی جمهوری اسلامی درقبال دانشجویان زندانی اعتراض کرده ودرحمایت از آنان با کمپین دانشجویان همراه شوند.

+ نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 12:2 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک

ایسنا : با هماهنگي دانشگاه صنعتي اميركبير، جمعي از استادان و روساي دانشكده‌هاي دانشگاه با دانشجويان بازداشت‌شده در محل زندان اوين ديدار كردند.

به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي اين دانشگاه در اين ديدار استادان دانشگاه از علل بازداشت و شرايط داشجويان در زندان كسب اطلاع‌ كردند.

اين دانشجويان در پي وقايع اخير اين دانشگاه و انتشار چند نشريه كه حاوي مطالب موهني بوده است بازداشت شده‌اند.

+ نوشته شده در یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 19:17 توسط آوای پلی تکنیک |

8 دانشجوي پلي تكنيك در بندند ‏‏‏‏‏و عدالتخواهان(؟!) ...

تجمع جنبش عدالتخواه دانشجويي(؟!) در مقابل سفارت انگليس :

تجمع‌كنندگان كه خبرگزاري رويترز آنها را بيش از 50 نفر تخمين زد، نمايندگاني از بسيج دانشجويي، طيف شيراز دفتر تحكيم وحدت، اتحاديه‌انجمن‌هاي اسلا‌مي دانشجويان مستقل دانشگاه‌ها، جنبش عدالتخواه دانشجويي، اتحاديه‌تشكل‌هاي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلا‌مي و جامعه اسلا‌مي دانشجويان بودند. روايت رويترز از تجمع دانشجويان مقابل سفارت انگليس اينگونه است: <‌در ميان هياهو، نيروي انتظامي تظاهركنندگاني را كه سعي داشتند ورودي جانبي سفارت را مسدود كنند و مانع ورود ميهمانان شوند، عقب مي‌زد. تظاهركنندگان شعار مي‌دادند: <سفارت انگليس تعطيل بايد گردد> و <مرگ بر انگليس، مرگ بر لا‌نه جاسوسي.> همه اينها در حالي اتفاق مي‌افتاد كه 1500 ميهمان براي شركت در بزرگ‌ترين جشن ديپلماتيك سالا‌نه در اين سفارتخانه دعوت شده بودند.

 دانشجويان اسلا‌مي كه پيراهن‌هاي سياه به تن داشتند، در جلويي سفارت را با كيسه‌هاي رنگ، گوجه‌فرنگي و تخم‌مرغ هدف قرار دادند. آنها شعار مي‌دادند: <نوكران انگليس، خجالت، خجالت.> آنها ميهمانان را <ايرانيان كثيفي كه حاضر به خوردن كيك جشن تولد ملكه دروغ و فساد هستند> توصيف كردند. برخي اتومبيل‌هاي ديپلماتيك با مشاهده آشوب آنجا را ترك كردند. حداقل يك اتومبيل هدف حمله قرار گرفت و بسياري از ميهمانان پس از به تله افتادن در ترافيك اطراف سفارتخانه از شركت در آن منصرف شدند. با اين حال حدود 200 ميهمان موفق شدند وارد سفارت شوند. روزنامه كيهان روز چهارشنبه نوشت كه ميهماني امسال در سفارت بريتانيا بخشي از جنگ رواني آمريكا عليه ايران است. روزنامه <سياست روز> نيز روز پنجشنبه نوشت تمامي ايرانياني كه در اين ميهماني شركت كنند، مخالفان داخلي هستند.

ايسنا نيز تجمع دانشجويي روبه‌روي سفارت انگليس را چنين به تصوير مي‌كشد: <‌دانشجويان پلا‌كاردهايي در دست داشتند كه روي تعدادي از آنها نوشته شده بود: <ديگ پلوي انگليسي را بر سر‌تان خراب خواهيم كرد>، <مجلس عيش و نوش در سرزمين اسلا‌مي به چه معناست؟>، <يا ايها‌المسلمون اتحدوا، اتحدوا>، <‌> UK go away‌، <انگليس جنايت مي‌كند، خائن حمايت مي‌كند.> محمد افكانه به نمايندگي از اتحاديه‌انجمن‌هاي اسلا‌مي دانشجويان مستقل دانشگاه‌ها گفت: روبه‌روي سفارت انگليس هستيم، خانه‌روباه، اينجا جنگل نيست كه اين روباه در اينجا خانه داشته باشد. اينجا مهد تمدن است. ما امروز دولت اصولگرا داريم، از اين دولت مي‌خواهيم كه هرچه زودتر به عنوان هديه‌اي براي سالگرد سوم تير ،سفير انگليس اخراج شود و سفارتخانه انگليس بسته شود.

پس از اظهارنظر نمايندگان دانشجويان، تعدادي از دانشجويان به سمت سفارت گلوله‌هاي مايعات رنگي پرتاب كردند. آنها در حالي كه شعار مي‌دادند 133 آبان تكرار بايد گردد>، <مرگ بر سفير انگليس>، <مرگ بر منافق>، <سفارت انگليس تعطيل بايد گردد، سفير صهيونيستي اخراج بايد گردد>، <واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد>، <عزا عزاست امروز روز عزاست امروز>، <ا... اكبر>، <اعدام انقلا‌بي نتيجه‌ورود است>، <منافق حيا كن سفارت را رها كن>، براي دقايقي در مقابل سفارت به سينه‌زني پرداختند و براي حضرت زهرا‌(س) عزاداري كردند. با پرتاب مايعات رنگي و اشيا به سمت سفارت، درگيري‌هايي بين نيروي انتظامي و تعدادي از دانشجويان رخ داد و تردد در خيابان مقابل سفارت نيز با مشكل مواجه شد. در پي درگيري نيروي انتظامي با دانشجويان در خيابان نوفل لوشاتو، دانشجويان معترض از مقابل سفارت دور شدند و پليس از گاز اشك‌آور استفاده كرد. ‌

به گزارش ايسنا، دانشجويان معترض در مقابل سفارت انگليس با تجمع در مقابل خيابان پارس منتهي به نوفل لوشاتو و همچنين در شرقي سفارت، نماز مغرب و عشاء را به جماعت اقامه كردند.

منبع : روزنا


+ نوشته شده در شنبه 26 خرداد1386ساعت 18:3 توسط آوای پلی تکنیک |

  

 حمایت دانشجویان و تشکلات بزرگ دانشجوئی جهان

               ( از دانشجویان در بند پلی تکنیک تهران )

 

 

دانشجویان  و تشکلات بزرگ دانشجوئی در کشورهای اسپانیا، ایتالیا، انگلستان، دانمارک، مکزیک و کانادا، در حمایت از دانشجویان دربند پلی تکنیک، نامه ی سرگشاده نشریه ی میلیتانت به احمدی نژاد را امضا کردند.

 

سندیکای دانشجویان اسپانیا

 

Sindicato de Estudiantes de Espania

 

 

کمیته ی دفاع از آموزش و پرورش (مکزیک)

  

CEDEP (committees in defence of state education) from Mexico

 

 

کمیته ی دفاع از آموزش و پرورش (ایتالیا)

 

 

CSP  committees in defence of state education

 

کانادا

 

Canada Alberta

Keith Wyatt  Member of the NDP

 

انگلستان

 

Melanie MacDonald

Broadcasting Entertainment Cinematography and Theatre Union

Socialist Youth Network

حمایت دانشجویان دانمارک 

Marie Frederiksen, student Roskilde University Center

Martine Udsen, highschool student, Copenhagen

Rasmus Steffensen, highschool student, Copenhagen

Nikolaj Andersen, Student af Copenhagen University

Rasmus Jensen, student at Copenhagen University

 

منبع : ميليتانت

 

+ نوشته شده در شنبه 26 خرداد1386ساعت 17:44 توسط آوای پلی تکنیک |

بيانيه تحليلي شماره ۴ انجمن اسلامي دانشجويان

بيانيه تحليلي شماره ۴ انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک پيرامون سناريو جعل نشريات دانشجويي:

جرم ما نقد استبداد و مطالبه آزادي است

اين روزها، روزگاري به غايت دشوار و ملتهب براي دانشجويان دانشگاه اميركبير است. اکنون مدتي است كه هشت تن از ياران دبستانيشان درحصار ميله هاي زندان به سر مي برند. ۸ ستاره پلي تکنيکي ، ۸ دانشجوي بي گناه اين دانشگاه اکنون به گناه ناکرده روزهای عمر خود را در بند ۲۰۹ اوين به شب مي رسانند. اخباري که در اين روزها از شکنجه و فشار روحي و جسمي به اين افراد براي اعتراف به پذيرش انتشار نشريات جعلي از زندان به گوش مي رسد همگان را نگران کرده است .احضارهاي پياپي دانشجويان به کميته انضباطي دانشگاه ، ضرب و شتم دانشجويان توسط انتظامات ،  افزايش فشارها بر دانشجويان زنداني و اعلام هاي مکرر قاضي حداد مبني بر اعلام گناهکار بودن دانشجويان زنداني بدون ارائه هيچ دليل و مدرک موثقي و بدون طي روند دادرسي قضايي از يک سو و تداوم بازداشت دانشجوبان  که با دستگيري دو عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک آقايان عباس حکيم زاده و علي صابري سير تازه اي به خود گرفته بررسي مجدد سناريو جعل نشريات دانشجويي دانشگاه اميرکبير را از ابتدا تا کنون جهت آگاهي هر چه بيشتر افکار عمومي از ابعاد مختلف اين پروژه ضروري مي سازد...

به صبر کوش تو اي دل که حق رها نکند چنين عزيز نگيني به دست اهرمني

+ نوشته شده در شنبه 26 خرداد1386ساعت 15:27 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک

بدون یاران دربندمان امتحان نمی دهیم

دانشجويان دانشگاه اميركبير در حمايت از هشت دانشجوي بازداشتي اين دانشگاه با امضاي طوماري خواستار تعويق زمان امتحانات تا آزادي اين دانشجويان شدند
به گزارش “ايلنا”، در اين طومار كه بيش از ۱۰۰۰ امضا را در پاي خود دارد، خودداري از حضور در جلسه امتحانات تا آزادي همه دانشجويان در بند و لغو احكام محروميت از تحصيل برخي دانشجويان ديگر به عنوان خواسته‌‏هاي اصلي مطرح شده است.
در اين طومار آمده است: «نيمكت‌‏هاي خالي دوستان هم‌‏دانشگاهيمان، با اينكه معدود است اما در كنار تعداد زياد نيمكت‌‏ها نشان از مظلوميت كساني دارد كه چندي پيش تحقق خواسته‌‏هاي ما را در صحن دانشگاه فرياد مي‌‏زدند

و اينك ظلمي آشكار است كه بدون حضور دوستان و هم‌‏دانشگاهي‌‏هايمان يك ترم حضورمان را در دانشگاه بهره گيريم و آنان كه پشت ميله‌‏هاي زندان و ميله‌‏هاي دانشگاه هستند، محروم!
ما دانشجويان امضاكننده اين طومار، با توجه به شرايط به وجودآمده و محروميت دوستان دانشجوي دربندمان از حق مسلم خود در ادامه تحصيل در ترم جاري تا آزادي كليه آنها و لغو احكام محروميت از تحصيل توسط كميته انضباطي از حضور در جلسه امتحانات پايان ترم جاري خودداري مي‌‏كنيم

 منبع خبر: خبرنامه امیر کبیر

+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت 15:7 توسط آوای پلی تکنیک |

نامه اعتراضی خطاب به احمدی نژاد در مورد وضعیت دانشجویان زندانی پلی تکنیک

نامه ی سر گشاده  خطاب به احمدی نژاد

درباره ی وضعیت دانشجویان زندانی پلی تکنیک

(به زبان انگلیسی برای امضای اتحادیه و تشکلات دانشجوئی سایر کشورهای جهان)

 

I write to bring to your attention the urgent case of Abbas Hakimzadeh and Ahmad Ghesaban. They are both Tehran Polytechnic students who have received severe head injuries following an attack by prison guards. Abbas Hakimzadeh, who was hit on the temple, is now in a coma and Ahmad Ghesaban has concussion .

I hope that you can bring the authority of your office to put pressure on the relevant officials and bodies at Evin prison so that Mr Hakimzadeh and Mr Ghesaban receive immediate and full medical attention and that they, and all other students, are set free

I look forward to hearing about your positive intervention in this regard in theinternational media .

 

دانشجویان  و تشکلات بزرگ دانشجوئی در کشورهای اسپانیا، ایتالیا، انگلستان، دانمارک، مکزیک و کانادا، در حمایت از دانشجویان دربند پلی تکنیک، نامه ی سرگشاده نشریه ی میلیتانت به احمدی نژاد را امضا کردند.

+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت 13:18 توسط آوای پلی تکنیک |

اتحاد مبارزه پیروزی
دانشجو

هشت دانشجوي پلي تكنيك(احمد قصابان.مجید شیخ پور.پویان محمودیان. احسان منصوری. مقداد خلیل پور مجید توکلی. علی صابری. عباس حکیم زاده) که به اتهام انتشار نشریات موهن در بازداشت به سر می برند ،  تحت شديدترين فشارها و شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته اند.

کمیته ی سرکوب (انضباطی)براي 16دانشجو از دانشگاه علامه طباطبایی و پلی تکنیک حکم تعلیق از تحصیل صادر کرده است.

کارگر

 ضرب و شتم کارگران محروم نیشکر هفت تپه خوزستان توسط مزدوران نيروي انتظامي: کارگران نیشکر هفت تپه که پس از پایان مهلت داده شده برای دریافت مطالبات خود دست به اعتصاب زده بودند، روز گذشته جلوی درب کارخانه تجمع کردند و خواستار مطالبات خود شدند، اما نیروهای دژخيم امنیتی و انتظامی با یورش به تجمع کارگران آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند و عده ای از آنان را برای چند ساعت بازداشت کردند.

محمود صالحی پرچمدار جنبش اول ماه مه مدتهاست در زندان مرکزی سنندج در وضعیت جسمانی وخیمی بسر می برد. وی یک کلیه ندارد و کلیه دیگرش نیز تاکنون به میزان 50 درصد کار میکرد. همسر وی میگوید: پزشک متخصص(پزشک زندان نیز تایید کرده است) گفته است : محمود در شرایطی است که در حال حاضر باید داروهایش قطع شده و دیالیز شود

معلم

جمهوری اسلامی معلمان اعتصابی را از كار محروم كرد: بنا به خبری كه محمد خاكساری يكي از اعضاي "كانون صنفی معلمان" و سردبیر هفته نامه توقیف شده "قلم معلم"، روز ٢٠ خرداد در اختیار كانون زنان ایرانی قرار داده است، ٣٩ تن از معلمان حكم سه ماهه تعلیق از كار گرفتند كه از این تعداد سه نفر به مدت شش ماه از فعالیت تدریس معلق شده‌اند. این ٣ نفر عبارتند از علیرضا هاشمی دبیركل سازمان معلمان ایران، علی اكبر باغانی دبیركل كانون صنفی معلمان و محمود بهشتی.

دانشجو   کارگر   معلم

اتحاد  اتحاد

+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت 11:32 توسط آوای پلی تکنیک |

مرگ بر استبداد ، مرگ بر دیکتاتور

 

پاینده باد مقاومت دانشجویان دربند پلی تکنیک

 

دقايقي پيش اخبار نگران كننده اي از زندان اوين به ما رسيد كه حاكي از حال بسيار وخيم عباس حكيم زاده و احمد قصابان است. طبق اين خبر پس از آنكه در روز گذشته دانشجويان در بند اقدام به سر دادن شعارهایی چون "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر استبداد" نمودند با واكنش وحشيانه نيروهاي امنيتي روبرو شدند.
طبق اين خبر احمد قصابان دچار ضربه مغزي شده است كه حال وي بسيار وخيم گزارش شده است و عباس حكيم زاده نيز به دليل ضربه به گيجگاهش در كما به سر مي برد.

 

مرده باد استبداد

 

زنده باد آزادی

منبع خبر: وبلاگ کمپین آزادی پلی تکنیک

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 16:17 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلي تكنيك
ايلنا : اعضاي هيات رييسه شوراي صنفي پلي تكنيك استعفا كردند.
يكي از اعضاي شوراي صنفي پلي تكنيك  گفت: اعضاي هيأت رييسه شوراي صنفي دانشگاه با توجه به گذشت بيش از 40 روز از بازداشت احمد قصابان، عضو شوراي صنفي و در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير، احكام سنگين كميته انضباطي دانشگاه، احضار بيش از 80 نفر از دانشجويان به كميته انضباطي و اعتراض به اعمال فشارهاي نامحدود به دانشجويان به صورت دسته‌‏جمعي استعفا دادند.
وي افزود: اعضاي هيأت رييسه شوراي صنفي به طور جدي به مقامات قضايي درباره صدور رأي ناعادلانه هشدار مي‌‏دهند و تأكيد مي‌‏كنند پروژه حذف دانشجويان منتقد شكست خورده است و براي دانشجويان و اعضاي هيأت علمي دانشگاه اميركبير مسلم است سرچشمه اين طرح خارج از دانشگاه است و در داخل دانشگاه نيست.
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 20:14 توسط آوای پلی تکنیک |

مرگ بر دیکتاتور ، مرگ بر استبداد

 

مقاومت دلیرانه دانشجویان پلی تکنیک در اوین با شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر استبداد

 

بنابر گزارشهای رسیده از زندان اوین، در حالیکه دانشجویان پلی تکنیک تحت شديدترين فشارها و شکنجه های جسمی و روحی و در سلول های انفرادی زندانی شده اند، همچنان به مقاومت خود ادامه می دهند. بنابر این گزارش، دانشجویان پلی تکنیک با شعارهای "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر استبداد"  همدیگر را به مقاومت در برابر فشارهای وارده تشویق می کنند و هنگامیکه یکی از دانشجویان شروع به شعار دادن می کند، دیگر دانشجویان نیز با وی همراهی کرده و شعارها را فریاد می زنند. این اتفاق از صبح امروز بارها در زندان اوین تکرار شده و تیم شکنجه گر در زندان اوین را به شدت عصبانی کرده است. این در حالی است که طی هفته های گذشته، بازجویان اوین با نگهداری دانشجویان در سلولهای انفرادی، از ارتباط این دانشجویان با یکدیگر جلوگیری کرده اند.

لازم به یادآوری است که تیم بازجویی از طرف حداد، معاون امنيتی سعيد مرتضوی، در تلاش است که با انواع شکنجه های قرون وسطایی و به هر نحو ممکن از دانشجویان اعتراف گرفته تا بتوانند در مهلت مقرر از سوی حداد پروژه ننگین خود را به پایان برسانند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 19:55 توسط آوای پلی تکنیک |

بیانیه انجمن اسلامی پلی تکنیک در اعتراض به شکنجه دانشجویان دربند پلی تکنیک

 

الملک يبقي مع الکفر و لا يبقي مع الظلم

٨ ستاره پلي تکنيک، ٨ يار دبستاني در بند ماموران امنيتي وزارت اطلاعات در زير شديدترين شکنجه هاي  جسمي و روحي بيداد گاه هاي سرکوب و خفقان قرار دارند، تا اعتراف به کاري کنند که انجام نداده اند و از آن برائت جسته اند اما برائت را چه سود، که چشم ها بسته اند وگوش ها ناشنوا. جرم از پيش نگاشته شده است و همانا دانستن است که امروز سزايش بند است و شکنجه.
از ديروز اخبار نگران کننده اي مبني بر شکنجه شديد و تحت فشار قرار دادن ٨ دانشجوي بازداشتي پلي تکنيک دريافت نموديم. بر اساس اين خبر که از منبع موثقي دريافت شده است، پس از دستگيري و انتقال علي صابري و عباس حکيم زاده به تهران، ماموران امنيتي در بند ۲۰۹ زندان اوين، اقدام به شکنجه ي شديد و تحت فشار قرار دادن هشت دانشجوي پلي تکنيک براي اعتراف به گناه ناکرده نموده اند. به نظر مي رسد اين اقدام نيروهاي امنيتي پس از آن صورت مي گيرد که، با طولاني شدن روند رسيدگي به پرونده و عدم حصول نتايج مطلوبشان از طريق اعمال فشارهاي روحي و جسمي به دانشجويان در بند جهت ارايه ي گزارش به افکار عمومي مبني بر بازداشت طولاني مدت دانشجويان است.
و اين ادامه همان سناريوي نخ نما شده اي است که بارها به هر نحوي با شکنجه، بي گناهي را به جاي گناهکاري معرفي کرده اند و چه بسيار اعترافاتي که متهمان بعد از آزادي صحتشان را به دليل شکنجه رد کرده اند. افکار عمومي ملت ايران نيز به اين ماجرا به صورت سريالي تکراري مي نگرد. همچنين اخبار دريافتي حاکي از اعمال شرط اعتراف دروغ به گناهکار بودن دانشجويان براي چهار کارمند مراکز تکثير جهت آزادي آنها مي باشد. از طرفي قاضي حداد که در اين پرونده قاضي بودن خويش را از ياد برده، در مصاحبه اي بار ديگر ضمن مجرم دانستن مديران مسئول نشريات دانشجويي مدعي شده است که تا آخر هفته نتيجه ي تحقيقات تکميل شده اعلام خواهد شد و اين خود پيامي واضح به نيروهاي امنيتي جهت برآورد خواسته هاي قاضي حداد حتي به زور شکنجه مي باشد.
عليرضا رهايي، رئيس بي کفايت پلي تکنيک تهران که همواره در جهت پرونده سازي براي دانشجويان از هيچ کوششي فروگذار نبوده ، شب گذشته طي جلسه اي که با برخي عناصر وابسته ي خود در دانشگاه داشته است جهت جوسازي و فراهم آوردن شرايط مناسب براي ادامه ي  سناريوي نشريات دانشجويي و جريان سازي عليه دانشجويان در بند خواستار صدور نامه اي از سوي برخي از اعضاي وابسته ي شوراي متحصنين خطاب به رياست قوه ي قضاييه جهت معرفي و برخورد شديد و سريع با دانشجويان در بند را نموده است. و چه جالب است کساني که خود اصلي ترين مظنونان چاپ نشريات موهن مي باشند، امروز پس از همراهي نيروهاي امنيتي با خود، حقيقت طلب شده و خواستار رسوا شدن گناهکاران هستند.
انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک تهران ضمن محکوم کردن چند باره ي نشر مطالب موهن اعلام مي نمايد، شکنجه ي جسمي و اعمال فشارهاي روحي بر دانشجويان در بند به شدت محکوم بوده و نتايج وصول شده از آن، هر چه که باشد فاقد هرگونه وجاهت قانوني و اخلاقي نزد افکار عمومي دانشجويان و ملت ايران مي باشد.

زندان بان کاش شکنجه ات وجدان تو را قبل از استخوان هاي ما مي شکست!


 انجمن اسلامی دانشجويان

دانشگاه صنعتی اميرکبير

(پلی تکنيک تهران)

+ نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 14:25 توسط آوای پلی تکنیک |

احكام سنگين در انتظار دانشجويان دربند پلي تكنيك

خبرهای بدی از اوین به گوش می رسد. از عصر دیروز این شایعه در بین دانشجویان پلی تکنیک فراگیر شده که گویا قاضی حداد قصد دارد نگارش ، انتشار و پخش نشریات جعلی را بر گردن مجید توکلی ، احمد قصابان ، احسان منصوری ، علی صابری و عباس حکیم زاده بیندازد. شنیده شده احکام سنگینی در انتظار این دانشجویان است و سایر دانشجویان بازداشت شده به زودی آزاد خواهند شد . چند دقیقه پیش ، ایلنا از قول عليرضا جمشيدي ، سخنگوی قوه قضاییه ، آورده :  "در صحبتي كه با معاون امنيتي دادسراي تهران داشتم، ايشان اعلام كرد تحقيقات در مورد پرونده اين دانشجويان ‍‌‌‌( دانشجويان بازداشتي پلي تكنيك ) رو به پايان است." 

+ نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 13:49 توسط آوای پلی تکنیک |

نگرانی احمد زیدآبادی از فعالیت دانشجویان چپ
 

احمد زید آبادی در مقاله ای با عنوان "سفر اورتگا به تهران و دردسر چپگرایان ایرانی " آورده :

در سال ‌های اخیر بویژه پس از ناکامی جنبش اصلاحی ایران برای تغییر مناسبات قدرت در نظام جمهوری اسلامی، گرایش به تفکرات چپگرایانه از نوع ارتدوکسی آن در دانشگاه های ایران افزایش یافته و دانشجویان چپگرا می‌توانند با انتشار نشریات دانشجویی و برگزاری جلسه، به ترویج اندیشه ‌های خود بپردازند.
در واقع، گرایش به اندیشه‌های چپ ارتدوکسی در بین بخشی از دانشجویان و مدارای نسبی دستگاههای امنیتی با آنها، سبب شده است که برخی از انجمن‌های اسلامی دانشگاهها، اصل مساله را به برنامه‌ای طراحی شده از طرف حکومت برای تضعیف دانشجویان هوادار دموکراسی و لیبرالیسم نسبت دهند.
هر چند که چنین ادعایی قابل اثبات نیست، اما نوع برخورد دانشجویان چپگرا با مسائل ایران و ادبیاتی که در نشریات خود به کار می‌گیرند، به نظر نمی‌رسد که نگرانی چندانی برای حکومت ایجاد کند، چرا که برخورد و ادبیات آنها به اندازه‌ای رادیکال و ارتدوکسی است که افراد اهل اندیشه را بیشتر می ‌ترساند تا اینکه آنها را جذب کند.
بنابراین، به نظر برخی از تحلیلگران گسترش این نوع تفکرات در بین لایه‌ای از دانشجویان ایران، حرکتی عموما احساسی و سطحی تلقی می‌شود و توانایی تبدیل شدن به اقدامی کیفی و عمقی را ندارد.

متن کامل مقاله را اینجا بخوانید .

 

 
+ نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 5:53 توسط آوای پلی تکنیک |

داد خواهیم این بیداد را

از اوین خبر رسیده است كه هشت دانشجوي پلي تكنيك که به اتهام انتشار نشریات موهن در بازداشت به سر می برند ،  تحت شديدترين فشارها و شكنجه هاي روحي و جسمي قرار گرفته اند. به گزارش یک منبع خبري از روز گذشته و پس از دستگيري و انتقال عباس حكيم زاده و علي صابري به تهران ، فشارهاي شديدي روي دانشجویان دستگير شده براي اعتراف به  نگارش ، انتشار و پخش چهار نشريه جعلي - كه حدود ۴۰ روز پيش در دانشگاه منتشر گرديده بود - وارد آمده است .  دستگاه امنيتي كه ظاهراً تعداد نفرات لازم براي تكميل سناريوي خود را يافته است اينك به دنبال پايان دادن قضيه به غير اخلاقي ترين روش ممكن مي باشد. در حالي كه مديران مسئول و ساير افراد دستگير شده از همان روز اول هر گونه دخالت و يا حتي اطلاع از نشريات منتشر شده را تكذيب نموده بودند ،اكنون در زندان تحت شكنجه هاي شديد جسمي و روحي براي پذيرفتن انتشار نشريات جعلي قرار گرفته اند.
از سوي ديگر دستگاه امنيتي  شرط آزادي ۴ غير دانشجوي دستگير شده در اين پرونده كه كاركنان  يكي از مراكز تايپ و تكثير بوده اند را اعتراف عليه دانشجويان بازداشتي تعيين نموده و سپس آنان را آزاد كرده است .
همچنين حداد ، معاون امنيتي سعيد مرتضوي ، دیروز در مصاحبه اي اعلام کرد كه تحقيقات در مورد پرونده نشريات تا آخر هفته پايان خواهد يافت و نتايج اعلام خواهد شد.
اين سومين باري است كه حداد اقدام به تعيين زمان براي تكميل تحقيقات و اعلام مجرمان مي نمايد و اين بار با دستگيري دو دانشجوي ديگر و شكنجه روحي و جسمي بازداشت شدگان احتمال اعلام خبر مقصر بودن دانشجويان بي گناه در اين زمينه وجود دارد . ظاهراً ماموران امنيتي در حال حاضر تمام تلاش خود را مي كنند تا در مهلت مقرر از سوي حداد خروجي مطلوب سيستم امنيتي را توليد نموده و اعلام نمايند . قاضي حداد در هردو بار قبلي با اطمينان از مقصر بودن دانشجويان بازداشتي در اين پرونده سخن گفته بود كه اين سخن نشان مي دهد منظور وي از تحقيقات نه يافتن حقيقت كه بلكه پيشبرد سناريوي ذهني وي و همفكرانش از طريق فشار به دانشجويان بازداشتي براي پذيرفتن اتهام بوده است.
از سوي ديگر دیروز عليرضا رهايي ، رييس بی شرافت پلی تکنیک ، طي جلسه اي با مزدوران بسيج و نيروهاي تندرو از آنان خواست تا در نامه اي به قوه قضاييه خواستار اعلام سريعتر مجرمان پرونده نشريات پلی تکنیک شوند كه اين اقدام وي در هماهنگي كامل با موارد بالا و در راستاي حضور بيشتر نيروهاي تندرو در روزهاي جاري براي جوسازي بيشتر براي اعلام خبر اصلي ارزيابي مي شود.
مجموع موارد فوق حكايت از اين دارد كه  به نظر مي رسد اين بار نيز حكومت رو به ستاريوي نخ نما شده گرفتن اعترافات از طريق شكنجه روي آورده است ،سناريويي كه همواره به جز ريختن آبروي نظام در عرصه داخلي و صحنه بين المللي هيچ دستاورد ديگري براي  دستگاه امنيتي نداشته است .

منبع : خبرنامه امیرکبیر

+ نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 4:17 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک

 ایلنا : خانواده عباس حكيم‌‏زاده، عضو سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان پلی تکنیک كه از اواخر هفته در بازداشت به سر مي‌‏برد، نسبت به وضعيت وي ابراز نگراني شديد كردند.
يكي از اعضاي خانواده حكيم‌‏زاده گفت: عباس حكيم‌‏زاده از پنج‌‏شنبه شب هفته گذشته در مشهد بازداشت شده است و تاكنون ما هيچ اطلاعي از وضعيت وي نداريم.
وي با اشاره به بيماري حكيم‌‏زاده، گفت: در همان شب بازداشت حكيم‌‏زاده، يكي از ماموران گفت كه بايد براي پيگيري وضعيت وي به دادگاه انقلاب مراجعه كنيم اما در مراجعات مكرري كه به دادگاه انقلاب مشهد و تهران داشتيم، هيچ اطلاعي از وي به دست نياورديم تا در نهايت فردي در مشهد گفت كه وي را به تهران منتقل كرده‌‏اند.
اين عضو خانواده حكيم‌‏زاده ادامه داد: روز گذشته در مراجعه به دادگاه انقلاب تهران به ما وعده دادند كه امروز اجازه ملاقات با قاضي پرونده وي را مي‌‏يابيم اما امروز با وجود دو بار مراجعه به دادگاه موفق به ديدار قاضي حداد نشديم.
وي افزود: در مراجعه‌‏اي كه صبح به دادگاه انقلاب داشتيم در تماس تلفني با دفتر قاضي حداد، فردي به ما گفت كه حكيم‌‏زاده در اوين است و تا يك ماه اجازه ملاقات حضوري يا تماس تلفني ندارد اما ظهر كه به دفتر قاضي حداد مراجعه كرديم مسوول دفتر وي گفت كه شخصي به نام حكيم‌‏زاده نداريم و در مقابل اصرارهاي مكرر ما, ما را از اتاق بيرون كردند.
وي تصريح كرد: ما به شدت نگران بيماري عباس حكيم‌‏زاده هستيم و بي‌‏اطلاعي از وضعيت وي بر نگراني ما افزوده است.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 18:3 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک

 

حسين تركاشوند ، عضو انجمن اسلامی پلی تکنیک صبح امروز در معاونت امنيت دادسراي انقلاب تهران حاضر شد و به سوالات بازپرس پرونده پاسخ گفت. این دانشجو برای سومین بار طی یک ماه اخیر در دفتر دادستانی تهران حاضر شده و به سوالات بازپرس در ارتباط با پروژه جعل نشریات دانشجویی پاسخ داده است. گفتنی است نریمان مصطفوی و ناصر پویافر از اعضای انجمن اسلامی پلی تکنیک نیز فردا و پس فردا باید در دادسرا حاضر شوند .

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 17:49 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک

 

خبرنامه امیرکبیر : انتظامات دانشگاه در اقدامی بی سابقه و برای جلوگیری از باخبر شدن اساتید و اعضای هیات علمی دانشگاه از اخبار مربوط به سرکوب دانشجویان توسط مدیریت دانشگاه (علیرضا رهایی) و همکاری وی با نهادهای امنیتی خارج دانشگاه برای بازداشت دانشجویان پلی تکنیک، شبانه با انداختن خط کش های بلند از شکاف زیر در اتاق اساتید اقدام به بیرون کشیدن بیانیه های انجمن اسلامی دانشجویان و شوراهای صنفی دانشجویان پلی تکنیک از اتاق اساتید می کنند. اعضای انتظامات هنگامی که با اعتراض برخی از اساتیدی که جهت کارهای تحقیقاتی تا شب در دفتر خود حاضر بودند مواجه شدند علت این اقدام مضحک خود را دستور علیرضا رهایی رییس منصوب دانشگاه و بهداد واعظ مسول حراست دانشگاه برای این کار اعلام کرده اند.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 17:48 توسط آوای پلی تکنیک |

شعری از دوست عزیزمان مرتضی اصلاحچی

از وبلاگ علیه درد مشترک :

 

تقدیم به دوستان دربند پلی تکنیکی ام

این رنج را با که توان گفت

                       این درد را با کدامین حنجره فریاد توان زد

                                                       وقتی

                                                         بی حیائی ها مقدس می شوند

                                                                                           و ارزش ها تفاله.

ایکاش

سنگریزه های این درشت دانه شهر کثافت

         دانه دانه ،مشتی بودند

                    که دهان ته مانده های تمدن را

                                     خون الود، خون آلود، خون آلود می کردند

                                                                 تا تقاص برادرانمان پس گرفته شود.

ایکاش

تمام درختان این جنگل سوخته

                   الوار دیوار محبسی بودند

                                      تا طعم تلخ حبس را

                                                       به هرزه علفان مزاحم چمن می چشاندند.

ایکاش

دستان قلم شده ما توان داشت

                           تا پلی را که یلان پلی تکنیک را به مسلخ می برد

                                                                                  نابود، نابود ، نابود کند.

                                                                                        

+ نوشته شده در دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 9:19 توسط آوای پلی تکنیک |

جلادان خون می خواهند
 

مسئول مزدور سپاهیان دانشگاهی(بسيج دانشجویی) دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به عدم برخورد جدي و اصولي مسئولان وزارت علوم با توهين كنندگان نشريات دانشجويي گفت:

 اخراج دانشجويان خاطي در دانشگاه اميركبير حداقل كاري بود كه بايد توسط وزارت علوم

صورت مي گرفت

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 0:45 توسط آوای پلی تکنیک |

حمایت بین المللی از طرح حمایت از کارگران

 

جمعي از دانشجويان چپ دانشگاه کوين مري Queen Mary لندن

 

حکومت سرمايه‌داري جمهوري اسلامي ايران در تداوم اقدامات ضد کارگري  و ضد حقوق بشري خود ,  محمود صالحي، از رهبران سرشناس کارگري و شيث اماني و صديق کريمي از فعالين کارگري را به طرزي غيرعادلانه زنداني کرده است. جرم تراشيده شده براي محمود صالحي هر چه باشد او را به دلايل زير زنداني کرده و تحت فشار گذاشته‌اند:

 سازمان دادن مراسمهاي مستقل اول ماه مه، هدايت کارگران در ايجاد تشکلهاي مستقل کارگري و تماس با سازمانهاي بين المللي کارگري و از آنجمله شاخه کارگري سازمان جهاني کار ( ILO ) براي جلب حمايت از کارگران ايران  ...  شيت اماني و صديق کريمي هم بخاطر سازماندهي و شرکت در مراسم روز جهاني کارگر امسال زنداني شده‌اند.

محمود صالحي از مرض شديد کليه رنج ميبرد. يکي از کليه‌هاي او از کار افتاده و بدليل محروميت از مداواي موثر و شرايط  بد زندان کليه ديگرش نيز دارد از کار ميافتد. مقامات رژيم   با رد درخواست پزشک معالج محمود صالحي، که تقاضاي معالجه فوري او را کرده بود، عملا دارند او را زجر کش ميکنند تا به خيال باطلشان درس عبرتي براي فعالين کارگري ديگر باشد.

يک کمپين جهاني براي معالجه فوري محمود صالحي و آزادي هر سه کارگر زنداني و پشتيباني از خانواده‌هاي آنها در جريان است. در اين راستا دانشجويان چپ دانشگاههاي ايران مشغول جمع آوري مالي براي خانواده‌هاي فعالين کارگري در بند هستند.

ما به عنوان "جمعي از دانشجويان چپ دانشگاه کوين مري Queen Mary لندن" از اين اقدام انساني و مبارزاتي داشجويان چپ در دانشگاههاي ايران حمايت ميکنيم. ما نيز به پيروي از اين رفقا از روز دوشنبه 11 ژوئن کمپين مشابهي را آغاز خواهيم کرد. اين بخشي از کوشش ما در جهت تسهيل معالجه فوري محمود صالحي و آزادي کارگران زنداني خواهد بود. ما از دانشجويان آزاده‌ در دانشگاههاي بريتانيا ميخواهيم با گذاشتن صندوقهاي مالي به کمپين دانشجويان چپ در دانشگاههاي ايران بپيوندند.  

 

آدرس تماس : leftstudent@yahoo.com

تلفن تماس : 00447851287582

+ نوشته شده در یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 10:32 توسط آوای پلی تکنیک |

چشم در چشم استبداد فرياد مي زنيم : مرگ بر استبداد
 

برپا خيز از جا كن بناي كاخ دشمن

 

در كامنتي با عنوان " دانشجويان چپ دانشگاه تهران " آمده :

دانشجویان دلیر و مبارز !
وعده ما فردا ساعت 15 بعد از ظهر ( یکشنبه 20 ) در تالار چمران .
فردا روز ماست .
( فردا رییس جمهور ( احمدی نژاد ) به همراه رییس دولت نیکارا گوئه به دانشگاه می آیند )

فرصت خوبي پيش آمده تا بيداد و ستمي را كه بر دانشجويان پلي تكنيك مي رود و نيز خشم و نفرتمان را از احمدي نژاد ـ نماينده راستين نظام جمهوري اسلامي ـ فرياد بزنيم . خبرنامه پلي تكنيك از همه دانشجويان آزاديخواه دعوت مي كند تا با حضور در اين مراسم ، جلسه سخنراني را به جلسه محاكمه احمدي نژاد تبديل كنند. امروز بايد با همه وجود به بازداشت دانشجويان ، احكام ظالمانه كميته انضباطي و در يك كلام به سركوب دانشگاه اعتراض كنيم . در راه رهايي دانشجويان ، قطعا" اين اعتراضات مؤثرتر از ديدار با كروبي ، هادي خامنه اي ، ... و نامه نوشتن به خاتمي ، هاشمي شاهرودي ، ... است.   

  

+ نوشته شده در یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 9:24 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک

 

! HEY  PRESIDENT

RELEASE  OUR  CLASSMATES

! NOW

به دنبال بازداشت عباس حکیم زاده و علی صابری ، ظهر دیروز ( شنبه ) تجمع محدودی روبروی سلف مرکزی دانشگاه برگزار شد. دانشجویان شرکت کننده در این تجمع با در دست داشتن عکسهایی از یاران دربندشان خواستار آزادی آنان شدند. همچنین شورای صنفی دانشگاه با صدور بیانیه ای خواستار آزادی هر چه سریعتر دانشجویان دربند پلی تکنیک شد . این بیانیه دیروز در سطح دانشگاه پخش شد.   

DSC000242.JPG

 

+ نوشته شده در یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 8:51 توسط آوای پلی تکنیک |

از تا آزادی پلی‌تکنیکی‌ها وبلاگ "مهرداد بزرگ" دانشجوی دانشگاه تهران :

و ما دوره می‌کنیم

شب را و روز را

هنوز را...

امروز صبح با خبر شدم که عباس حکیم‌زاده نیز بازداشت شده‌است و گو این‌که با این رویه پلی‌تکنیک کم‌کم از مرکز شهر به اوین انتقال یابد و دیگر مشکل کمبود جای آن هم حل شود.

جنبش دانشجویی روزهای خوبی را نمی‌گذراند و فقدان یک تشکل واقعاً دانشجویی بیش از پیش حس می‌شود و تحکیم نیز رویه‌ای محافظه‌کارانه و نه حتی میانه‌رو پیش گرفته‌است. و در این شرایط است که حاکمیت استبدادی، پلی‌تکنیک را به عنوان نماد آزادیخواهی در جنبش دانشجویی نشانه گرفته‌است.

اگر چه نه توان و نه امکانی برای رهایی دوستان و یاران دبستانی در بندمان نداریم. لیک هنوز هم قلبمان برای آزادی آن‌ها می‌تپد. از این رو از امروز تا زمان آزادی یاران پلی‌تکنیکی در بندمان، این وبلاگ "تا آزادی پلی‌تکنیکی‌ها" نام دارد.   

+ نوشته شده در جمعه 18 خرداد1386ساعت 4:46 توسط آوای پلی تکنیک |

بازداشت يك پلي تكنيكي ديگر
 

 

علي صابري

 

 

به گفته يكي از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي پلي تكنيك ، علي صابري دبير سابق انجمن پلي تكنيك در مشهد توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شد. به گفته این دانشجوی پلی تکنیک حدود ساعت ۱۱:۳۰ شب گذشته نیروهای امنیتی به منزل پدری علی صابری در مشهد هجوم آورده و کامپیوتر و آرشیو سی دی ها و نشریات وی را توقیف نموده و وی را بازداشت نمودند. بدين ترتيب تعداد پلي تكنيكي هاي دربند به ۹ نفر رسيد. گفتني است علي صابري پيش از اين از سوي كميته سركوب دانشگاه به يك ترم تعليق از تحصيل محكوم شده بود. پس از بازداشت عباس حكيم زاده وي دومين دانشجوي پلي تكنيك است كه در ۲۴ ساعت گذشته بازداشت شده است.  

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 15:53 توسط آوای پلی تکنیک |

بازداشت يك پلي تكنيكي ديگر

 

 

 

عباس حكيم زاده

 

 

 

 

دقایقی پیش ، خبرنامه امير كبير از بازداشت عباس حکیم زاده دانشجوی پلي تكنيك و عضو سابق شورای مرکزی انجمن این دانشگاه توسط  نیروهای امنیتی خبر داد . در این خبرنامه آمده :
" شب گذشته نیروهای امنیتی با یورش به خانه پدری وی، او را بازداشت کرده و کامپوتر شخصی اش را همراه وی بردند. "

گفتنی است با بازداشت این دانشجو ، تعداد  دانشجویان دربند پلی تکنیک به ۸ نفر رسید.

این در حالیست که دکتر رهایی ، رییس دانشگاه پلی تکنیک، در دیدار هفته پیش خود با خانواده های دانشجویان زندانی از آزادی آنان در هفته جاری خبر داده بود . 

 

خبر ایلنا : بيژن پوريوسفي، از اعضای انجمن اسلامي منتخب دانشجويان پلی تکنیک در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: شب گذشته سه نيروي لباس شخصي با حضور در منزل عباس حكيم‌‏زاده در مشهد، اقدام به تفتيش منزل وي كرده و وي را با خود بردند.
پوريوسفي افزود: حكيم‌‏زاده پيش از اين ستون فقرات خود را عمل جراحي كرده است و مشكل حركتي دارد و اين موضوع خطرات زيادي براي وي ايجاد مي‌‏كند.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 13:6 توسط آوای پلی تکنیک |

 

پیام جمعی از دانشجویان چپ دانشگاه های تهران به رفقای پلی تکنیکی

 

پلی تکنیک زنده است چون جنبش دانشجویی زنده است؛ جنبش دانشجویی زنده است چون جنبش کارگری زنده است.

 

در ادامه ی طرح حمایت از کارگران زندانی؛ دانشجویان چپ دانشگاه پلی تکنیک نیز به این طرح پیوستند. پس از سرکوب دانشجویان پلی تکنیک در ماه های اخیر، دانشجویان با برگزاری این طرح نشان دادند که نه تنها تسلیم نشده اند بلکه چاره ی مقاومت را در گره خوردن به مبارزات جنبش های اجتماعی(و به خصوص مبارزات روزمره ی کارگران) می بینند نه چانه زنی از بالا یا دل خوش کردن به حمایت های خارجی.

ما دانشجویان چپ سایر دانشگاه های تهران ضمن حمایت از مبارزات دانشجویان پلی تکنیک، برداشتن گامی در جهت اتحاد عملی با جنبش کارگری را به رفقای پلی تکنیکی تبریک می گوئیم.

 

جمعی از دانشجویان چپ دانشگاه های تهران

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 2:56 توسط آوای پلی تکنیک |

طرح حمایت از کارگران زندانی در پلی تکنیک

 

دانشگاه، اين سنگر آزادي اين بار گام در راهي نهاده كه در افقش مشت­هاي گره كرده­ي اتحاد است كه در ميدان مبارزه بر پوزه­ي ننگين استبداد كوبيده مي­شود و بار ديگر پيروزي را به بار مي­نشاند.

و اين خيزشي ست از يك شعار به ميدان عمل، گرچه كوچك اما گامي ست محكم تا باورمان به رهایي انسان را بر سنگ­هاي تاريخ اين­گونه ثبت كنيم:

 

                                               اتحاد مبارزه پيروزي

 

 

روز چهارشنبه ما دانشجويان پلي تكنيك نيز در حمايت از كارگران زنداني (محمود صالحی، شيث امانی و صديق کريمی) طرح حمايتي را با قرار دادن ميز و بروشور­هاي طرح و صندوق كمك مالي و چسباندن پوستر در دانشگاه آغاز كرديم.

 

از روز­هاي پيش به دليل مناسب نبودن فضاي دانشگاه و برخورد­هاي شديد كميته سركوب با دانشجويان فعال اين طرح را به صورت پخش دستي بروشور­ها و جمع­ آوري كمك مالی به صورت فرد به فرد در دانشگاه پياده كرده بوديم  اما در روز چهارشنبه با مناسب ديدن نسبي فضاي دانشگاه براي برگزاري طرح حمايتي، با گذاشتن صندوق و بروشور­ها در صحن دانشگاه اين طرح را به صورت رسمي آغاز و به عموم دانشجويان معرفي كرديم.

 

اين طرح از سمت دانشجويان مورد استقبال قرار گرفت  اما مزدوران مأمور در دانشگاه حتي براي چند ساعتي تاب نياورده و به كارشكني پرداختند، تا در نهايت انتظامات اقدام به جمع آوري صندوق و بروشور­ها كرد تا به خيال خود در برابر دانشجويان كه خود را حامي و متحد كارگران اعلام كرده اند بايستد.

ولي اين طرح حتي بدون قرار دادن صندوق در صحن دانشگاه، همچون چند روز پيش در پلي­تكنيك در حال اجراست.

 

ما دانشجويان سوسياليست پلي­تكنيك دست تك تك فعالين اين طرح را در ديگر دانشگاه­ها به گرمي فشرده و حمايت همه جانبه خود را از آنان اعلام مي­كنيم و اين حركت كوچك اما رو به جلوي جنبش دانشجويي را در راه اتحاد دانشجويان و كارگران پاس داشته و ادامه مي­دهيم. 

 

زنده باد آزادي و برابري

پاينده باد اتحاد دانشجويان و كارگران

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 2:32 توسط آوای پلی تکنیک |

سرمقاله شماره سوم میلیتانت : اتحادیه سراسری دانشجویی

 

پیش به سوی ایجاد اتحادیه سراسری دانشجویی

 

 

در سرمقاله پیش اشاره کردیم که ما به عنوان مارکسیست های انقلابی خواهان ایجاد یک اتحاد عمل سراسری دانشجویی هستیم. اما اتحاد عمل سراسری نیروهایی سوسیالیستی؛ در عین حال بایستی چشم انداری برای کل جنبش دانشجویی نیز داشته باشد. گرایشات مارکسیستی ضمن متشکل کردن خود باید در راستای سازماندهی جنبش دانشجویی از ابتدا گام هایی بردارند. یکی از چشم اندازها محوری جنبش دانشجویی، ایجاد یک اتحادیه سراسری (فدراسیون) دانشجویی است. اتحادیه دانشجویی ی که از گرایشات نظری متفاوت شکل گرفته و بر محور یک سلسله مطلبات صنفی- سیاسی دانشجویی اقدام به عمل متحدانه در دفاع منافع دانشجویان می کند.

 

ادامه مطلب

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 23:16 توسط آوای پلی تکنیک |

نامه جمعي از دانشجويان پلي تكنيك به رييس قوه قضاييه

باسمه تعالی

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
جناب آقای هاشمی شاهرودی، رئیس محترم قوه قضاییه، با سلام و تحیت؛

احتراما همان گونه مستحضرید، چندی پیش عده ای با جعل لوگوی ۴ نشریه دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران) و توهین به مقدسات ذیل نام نشریات دانشجویی، باعث به وجود آمدن فضای ملتهبی در این دانشگاه و دیگر دانشگاه های کشور شدند. آقایان پویان محمودیان، احمد قصابان، مجید شیخ پور و مقداد خلیل پور، ۴ مدیرمسئول نشریات فوق، بلافاصله پس از اطلاع از این عمل غیراخلاقی به تکذیب چاپ این نشریات و اعلام تبری از مطالب توهین آمیز آن اقدام نمودند. این دانشجویان همچنین در نامه ای خطاب به حضرتعالی خواستار شناسایی هر چه سریعتر عاملین این کار و مجازات ایشان شدند.

جناب آقای جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه، به فاصله دو روز از پخش این نشریات در دانشگاه امیرکبیر اعلام نمودند که عوامل چاپ نشریات دانشجویی مجعول، افراد غیردانشجو بوده و توسط قوه قضاییه بازداشت شده اند. این اقدام عاجل و درخور تحسین قوه قضاییه موجب اطمینان و آرامش دانشجویان بی گناه شد.

گمان می رفت پس از تبری جستن دانشجویان از چاپ مطالب موهن و همچنین اعلام دستگیری عاملین چاپ این مطالب توسط سخنگوی قوه قضاییه، فضای دانشگاه ها رو به آرامش گذارده و به قوه قضاییه این امکان داده شود که در فضایی به دور از جنجال و هیاهو به رسیدگی به این پرونده ادامه دهد. اما بدخواهان و غوغازیانی که حیات خود را در ایجاد جنجال و التهاب، و هدف خود را در بدنام کردن دانشجویان مظلوم به هر شیوه و حیله می دیدند، نه تنها از انتساب بی پروای اتهام سنگین توهین به مقدسات به دانشجویان خودداری نکردند، که بر شدت جاروجنجال افزوده و هر روز با حضور در داخل و خارج دانشگاه امیرکبیر مسئولین را جهت برخورد با دانشجویان تحت فشار قرار می دادند.

هفته ای پس از این حادثه در عین حال که سخنگوی محترم قوه قضاییه بار دیگر بر غیردانشجو بودن عوامل چاپ نشریات دانشجویی مجعول تاکید کرده و خبر از بازداشت ایشان می داد، احمد قصابان و مقداد خلیل پور، دو مدیر مسئول نشریات دانشجویی، توسط نیروهای ناشناس ربوده و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند. چند روز پس از بازداشت دو دانشجوی فوق الذکر، سه نفر دیگر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، آقایان پویان محمودیان، مجید شیخ پور و مجید توکلی، پس از دریافت احضاریه در حالی که به مجموعه قوه قضاییه به چشم ملجا و پناهگاه بی گناهان می نگریستند، خود را به دادگاه انقلاب معرفی نمودند و به دستور قاضی حداد برای ایشان قرار بازداشت صادر شد.

بلافاصله پس از بازداشت سه دانشجوی بی گناه دانشگاه امیرکبیر، قاضی حداد، در اظهاراتی پیش داورانه و جهت دار که در تناقض با اظهارات چندین باره سخنگوی قوه قضاییه بود، در مصاحبه با خبرگزاری فارس عنوان می دارد: «اين افراد(دانشجویان بازدشت شده) با رد اتهامات خود مدعي هستند كه كسان ديگري به نام اين مديران مسئول نشريات دانشجويي اقدام به انتشار مطالب در نشريات كرده‌اند ولي ما اعتقاد داريم كه اين كار قطعاً توسط مديران مسئول نشريات صورت گرفته است». قاضی حداد، به فاصله چند روز در مصاحبه ای جداگانه با خبرگزاری ایسنا بر اظهارات خود انگشت تاکید می گذارد. علاوه بر این، هفته گذشته نیز پس از بازداشت آقای احسان منصوری، دیگر دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، جدا از روند غیرمتعارف بازداشت ایشان که با شلیک تیر هوایی و سپس ضرب و شتم ایشان انجام شده که این دانشجو به سبب شکستگی کتف هم اکنون در بهداری زندان اوین بستری می باشد، قاضی حداد بار دیگر اعلام نموده دانشجوی بازداشت شده، احسان منصوری، «حلقه مفقوده» این پرونده بوده و قول داده تا هفته آینده مسببین و عاملین چاپ مطالب موهن را اعلام نماید. جالب آن که معاون دادستان تهران در همین مصاحبه بار دیگر بر مجرمیت دانشجویان بازداشت شده تاکید کرده و در جایگاه یک قاضی حکم خود را حتی پیش از انجام تحقیقات اولیه صادر نموده است.

قاضی که در تمامی مراحل بایستی نماد بی طرفی و عدالت در رسیدگی به پرونده باشد، پیش از انجام هر گونه تحقیقات به داوری پرداخته و پیشاپیش حکم مجرمیت دانشجویان را صادر کرده است. در حالی که مراجع عظام تقلید در خصوص تکذیب مدیران مسئول نشریات جعل شده حکم به پذیرش شرعی تکذیبیه ۴ مدیر مسئول داده، شرعا ایشان را از این اتهام مبرا می دانند و اصرار بر انتساب این توهین ها به دانشجویان مسلمان را غیرشرعی و گناه می شمارند، چگونه یک قاضی که بایستی پاسدار حقوق شرعی و قانونی متهمان باشد به خود اجازه می دهد با نقض بی طرفی اعلام کند علیرغم تکذیب دانشجویان بازداشت شده وی اطمینان دارد که این اقدام توسط آن ها انجام شده است؟! ما معتقدیم کشاندن بحث به رسانه های جمعی توسط قاضی آن هم در شروع تحقیقات، به شدت جای سوال دارد و حکایت از وجود دست های پشت پرده ای جهت آغاز انحراف پرونده رسیدگی به این غائله دارد.

جناب آقای هاشمی شاهرودی،
طبق اظهارات حضرتعالی «دادستان در طرح دعوا بيطرف بوده و دادستان‌ها عین قضات دادگاه خودشان را نماينده و حامي مردم و نه حقوق دولت مي‌دانند». اما در ماجرای نشریات مجعول دانشگاه امیرکبیر، قاضی حداد که هم معاون دادستان است و هم قاضی پرونده از جایگاه بی طرفی خارج شده و اصل را نه بر برائت که بر وقوع معصیت گذارده است. اگر تا دیروز اظهارات بی طرفانه مسئولین قوه قضاییه مایه آرامش و اطمینان دانشجویان بی گناه بود، امروز اظهارات پیش داورانه و جهت دار فردی که در جایگاه خطیر قضاوت نشسته بر دامنه نگرانی های دانشجویان و خانواده های مضطرب ۶ دانشجوی بازداشت شده افزوده است.

این اظهار نظر طبق ادله شرعی، قانونی و عقلی به معنی نقض بی طرفی قاضی حداد در این پرونده و عدم صلاحیت وی برای سرپرستی تحقیقات بی طرفانه در خصوص آن است. به نظر می رسد کارشناسان امنیتی که بازپرسی از دانشجویان بازداشت شده را بر عهده دارند، به علت حفظ آبرو و اعتبار قاضی حداد هم که شده، مجبورند اعترافاتی مطابق با اظهارات ایشان از دانشجویان بازداشت شده اخذ نمایند.

جناب آقای شاهرودی،
در روزهای گذشته جنابعالی فرمودید: «در نظام قضايي ايران حقوق متهم در محاكم رعايت مي‌شود و پليس بدون حكم قاضي و بدون ضابطه حق ندارد كسي را دستگير و جلب كند». حال آن که آقایان احمد قصابان، مقداد خلیل پور و احسان منصوری بدون هیچ گونه حکم قضایی بازداشت شدند و حتی مامورین مراجعه کننده حاضر نشدند اعلام نمایند تابع کدام نهاد بوده و بدون ارائه کارت شناسایی و حکم قضایی به منزل دانشجویان وارد شده و به بازرسی و جمع آوری برخی وسایل از منزل ایشان اقدام نموده اند.

همان طور که جنابعالی اظهار داشته اید: «مجازات زندان، خشن‌ترين و ظالمانه‌ترين مجازات براي مجرم است طوري كه به خانواده و اجتماع بدترين آسيب‌ها وارد مي‌شود و اين خلاف عدالت است». اما جناب آقای شاهرودی، در حال حاضر نزدیک به یک ماه از بازداشت دانشجویان و نگه داری ایشان در سلول انفرادی می گذرد. اگر مجازات زندان برای یک مجرم خشن ترین و ظالمانه ترین مجازات است، اکنون در حق دانشجویانی که نه تنها مجرم نیستند که بارها بر بیگناهی خود اصرار کرده اند، ظلم مضاعفی می رود.

جناب آقای شاهرودی، فرموده اید که «در نظام قضايی ايران بيش از هر نظام قضایی ديگری بر حفظ حقوق شهروندی و کرامت انسان‌‏ها تاکيد شده است». این در حالی است که در مدت یک ماه گذشته نه تنها بسیاری از حقوق دانشجویان از سوی ضابطین قوه قضاییه زیر پا گذاشته شده که اکنون دانشجویان مظلوم بازداشت شده، در زندان جهت اعتراف به کاری ناکرده تحت فشار بوده و خانواده ها و دوستان دانشجوی ایشان نسبت به وضعیت ایشان به شدت نگرانند. ۶ دانشجوی بازداشت شده، چه در زمان بازپرسی چندین ساعته در دادگاه انقلاب و چه در مدت دو هفته ای که در بند ۲۰۹ نگه داری می شوند، اجازه تماس با خانواده و حتی وکیل خود را نیز نداشته اند.

ما دانشجویان امضا کننده این نامه، در خصوص آغاز انحراف سیر پرونده دانشجویان بازداشتی در دادگاه انقلاب هشدار داده، با توجه به موارد فوق الذکر و همچنین در پیش بودن موسم امتحانات خواستار آزادی فوری دوستان در بند خود هستیم. و از جنابعالی به عنوان رئیس قوه قضاییه خاضعانه درخواست می کنیم نسبت به رسیدگی به این مسئله اقدامی عاجل انجام داده و سیر رسیدگی به این پرونده را به مسیر عادلانه و بی طرفانه بازگردانید.

منبع : خبرنامه اميركبير

 

+ نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 20:25 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک
حکم ممنوع الورودی احسان معزی ، از دانشجویان پلی تکنیک ، لغو شد. گفتني است اين دانشجو پس

از انتشار بيانيه اي از سوي شوراي انضباطي دانشگاه - كه در آن اين دانشجو به همراه چهار دانشجوي

ديگر عوامل ايجاد آشوب در دانشگاه معرفي شده بودند - به دانشگاه ممنوع الورود شده بود.

+ نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 22:22 توسط آوای پلی تکنیک |

اوين دانشجو می پذيرد! ميترا انتظاری

 

به یاد دانشجویان دربند

 

و مبارزان به خون

 

خفته پلی تکنیک

 

 

چند روز پيش بود که دانشجويان مبارز پلی تکنيک در اعتراض به دستگيری تعدادی از يارانشان، عليرغم تاخت و تاز باندهای سياه و دسته جات چماقدار وابسته به رژيم، در صحن دانشگاه اميرکبير با جسارت دست به اعتراض و تحصن و اعتصاب غذا زدند.
همانند ميليونها هموطن دردمندم، با تحسين و اشتياق اخبار حرکت دليرانه دانشجويان پلی تکنيک تهران را از طريق رسانه های اپوزيسيون دنبال ميکردم. گوشه ای از خبر چنين بود:

" دانشجويان دانشگاه پلی تکنيک امروز در اعتراض به ادامه بازداشت ۷ تن از دانشجويان اين دانشگاه دست به اعتصاب غذا زدند... در کنار هر ظرف غذا عکسی از دانشجويان بازداشتی و جمله‌هايی همچون «هفت ستاره در اوين»، «دانشگاه اوين»، «همکلاسی‌‏هايمان را آزاد کنيد» و «احضارهای فله‌‏ای را متوقف کنيد» به چشم می‌‏خورد..."

در حاشيه اخبار گفتاری و نوشتاری از جوشش و خروش دانشجويان در سنگر آزادی، تصاوير ديدنی و صحنه های ويدئويی کوتاهی نيز از آن خيزش شجاعانه منتشر و منعکس ميشد که يک تصوير و صحنه آن برايم واقعآ چشمگير بود. روی يک پوستر ساده و سفيد اين نوشته دست نويس به چشم ميخورد: "اوين دانشجو می پذيرد."

همين سه کلمه مثل برق و باد مرا بر بال خاطراتم به ۲۵ سال قبل برد. سالهای ۶۰ ـ ۶۱ بود و دانشگاهها و تمامی مراکز آموزش عالی در سراسر ايران، بدنبال توطئه "انقلاب فرهنگی" مدل خمينی، تعطيل و خالی از دانشجو شده بود. در عوض دانشجويان بی پناه را فوج فوج راهی اوين و ديگر زندانهای کشور ميکردند. براستی "اوين" از فعالترين مراکز جذب دانشجويان مبارز و مترقی و آزاديخواه شده بود.

اتفاقآ همان ايام لاجوردی جلاد در مقام دادستان انقلاب تهران، برای تجليل از همدست به هلاکت رسيده اش "محمد کچويی" رئيس سابق اوين، با نصب يک تابلوی بزرگ، زندان اوين را به "دانشگاه محمد" ملقب کرده بود. بدين سان در آن سالهای سياهتر از شب، اوين تنها "دانشگاه" باز و فعالی بود که شبانه روز دانشجو می پذيرفت. شايد بهتر باشد گفته شود: دانشجو ميگرفت!

دانشگاهی که نه کنکور داشت و نه شرط سنی، و نه حتی ميزان تحصيلات خاصی برای ورود لازم داشت. هيچ تبعيض و پارتی بازی هم در کار نبود. ممتازترين دانش آموزان دبيرستانی و حتی مدارس راهنمايی را ميگرفت. زبده ترين دانشجويان ديگر دانشگاههای پلمب شده را می ربود. استادان و آموزگاران سرامد و سرشناس را احضار ميکرد. متخصصان، پزشکان، پرستاران، کارمندان و کارگران آگاه را دست چين ميکرد... هيچ فرقی نميگذاشت، از زن و مرد و پير و جوان و دختر و پسر را "همه با هم" ميگرفت و در يک کلاس و يک رده جا ميداد. البته ظرفيت جا و مکانش محدود بود ولی تعداد پذيرشش محدوديتی نداشت.

اين دانشگاهِ منحصر بفرد و البته طراز مکتب خمينی که بيست و چهار ساعته و هفت روز هفته در کار و تلاش برای آموزش و ارشاد و انهدام يک نسل گمراه بود؛ بخش ها و شعبات مختلفی هم داشت. اعم از بخش فيزيولوژی ارگان تا تشريح و آناتومی بدن انسان زنده در زير کابل؛ بخش فيزيک اجسام معلق و آونگ تا کارکرد قرقره و قپان؛ بخش روانکاوی و روان درمانی سلولی-بالينی تا شستشوی مغزی و روان گردانی به سبک حاج داوود رحمانی؛ بخش آزمايشگاهی سم شناسی و سيانور و آرسنيک تا دياليز و پيوند پوست کف پا و کشيدن خون؛ بخش مهندسی تبديل ماديات به معنويات، و سرموضعی به تواب؛ ... دست آخر هم بخش مربوط به انتقال روزانه دهها يا صدها فارغ التحصيل "منافق" و "محارب" و "ملحد" از اين دنيای فانی به سرای باقی...

برخی از استادان خبره و جامع الشرايط اين "دانشگاه" تباهی عبارت بودند از لاجوردی، کچويی، حاجی رحمانی، حسين شريعتمداری (سردبير فعلی کيهان)، علی ربيعی (با نام مستعار عماد، مشاور امنيتی خاتمی)،... و آخوندهای هفت خطی همچون موسوی تبريزی، موسوی اردبيلی، گيلانی، نيری، رئيسی، مبشری، هادی خامنه ای (برادر ولی فقيه)، هادی غفاری (سرچماقدار سابق و اصلاح طلب فعلی)، ناصريان (مغيثه ای)، پورمحمدی (عضو کميسيون مرگ، وزير کشور فعلی)... که همگی بالاترين مدارج آدمکشی و جنايت پيشگی را در اين مرکز فاشيستی کسب کردند.

البته در اين ربع قرن خيلی اتفاقات و تحولات رخ داده و تمام دانشگاهها هم دوباره باز و فعال شده اند. ولی بقول بچه های پلی تکنيک "اوين" هم چنان دانشجو می پذيرد. درواقع اوين همچون خفاشی پير هنوز از پيکر مجروح و خونين دانشگاهها و دانشجويان آزاديخواه خون ميمکد. شايد به همين دليل است که نسل جديد تصميم گرفته "رويای نيمه تمام" نسل انقلاب ۵۷ را به انجام برساند؛ ايرانی آزاد و آباد! آرزويی که تا کنون هزاران دانشجوی فداکار و از جمله دهها تن از دانشجويان دلير و آزاده پلی تکنيک بخاطرش سر به دار شده اند و يا بر خاک افتاده اند...

اهورائيان دلاوری همچون مجاهد خلق "ميترا چوپانزاده" (فرزند فدايی شهيد خلق "محمد چوپانزاده"، يار و همرزم پيشتاز جنبش فدايی "بيژن جزنی")، دانشجوی مهندسی شيمی پلی تکنيک که در سال ۱۳۶۱ در اوين تيرباران شد. و يا مجاهد خلق "حميد (محمد علی) اماميان" دانشجوی مهندسی الکترونيک پلی تکنيک که در سن ۲۳ سالگی در مرداد ۱۳۶۰ به تيرک اعدام سپرده شد. و ...

امروز دانشجويان مبارز و آزاديخوه پلی تکنيک دست در دست ديگر دانشجويان دلير دانشگاههای سراسر کشور و در کنار معلمان آگاه و کارگران بيدار و زنان شجاع و جوانان بی باک ايران زمين همچنان به پيش ميروند.
دير نيست روزيکه اوين نه "دانشگاه محمد" که موزه "جنايت عليه بشريت" گردد.
پس به اميد آن روز، همراه با بچه های "نسل سوم" زمزمه ميکنيم:

تو فضای شهر تاريک، وقت شورش ميشه نزديک، باز دوباره گرُ ميگيره، رزمگاه پلی تکنيک
همه شون مثل ستارن، همه شون ستاره دارن، اين مدال سرخ فخره، که رو سينه شون ميذارن

* همسر خانم ميترا انتظاری ، مجاهد خلق "مسعود متحدين" نيز در سال ۶۳ تيرباران شد.

منبع:خبرنامه گویا

+ نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 21:45 توسط آوای پلی تکنیک |

خبر پلی تکنیک

 ایسنا : بنا به اظهارات خانواده‌هاي چند تن از دانشجويان بازداشت‌شده دانشگاه اميركبير، اين افراد احتمالا تا اواخر هفته آينده با قيد وثيقه آزاد مي‌شوند.

برادر پويان محموديان، مدير مسوول نشريه دانشجويي «ريوار» درباره جلسه روز چهارشنبه خانواده‌هاي اين دانشجويان با رييس دانشگاه اميركبير اظهار داشت: در اين جلسه كه من در قسمت‌هاي اوليه آن حضور داشتم، دكتر رهايي طي سخناني بيان داشته‌اند كه مساله را پيگيري كرده و هر هفته جلساتي با مسوولان دادگاه انقلاب در اين خصوص دارند.

وي ادامه داد: در اين جلسه گفته شد كه سعي مي‌شود تا هفته آينده دانشجويان به قيد وثيقه آزاد شوند.

محموديان گفت: در اين ديدار، خانواده‌هاي دانشجويان نسبت به وضعيت فرزندانشان ابراز نگراني كردند.

برادر مجيد شيخ‌پور، مديرمسول نشريه دانشجوي «سرخط» نيز درباره‌ي اين جلسه بيان داشت: در شروع جلسه، رييس دانشگاه اميركبير تصريح كرد كه تلاش مي‌شود تا زمينه آزادي اين دانشجويان فراهم شود.

وي ادامه داد: البته با توجه به تلاش‌هاي مسوولان دانشگاه تا به حال دانشجويان تماس‌هايي با خانواده‌هاي خود داشته‌اند.

شيخ‌پور به نقل از دكتر رهايي گفت: تلاش مي‌شود نهايتا تا پايان هفته آينده دانشجويان مورد نظر از وضعيت فعلي رهايي يابند.

وي گفت: در اين جلسه خانواده‌ها هم نظرات خود را ارائه داده و از مسوولان خواستند تا در جهت آزادي دانشجويان تلاش كنند.

+ نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 21:26 توسط آوای پلی تکنیک |

بازگشت ارتجاع

معاون سياسي دبيركل مشاركت:دفتر تحكيم وحدت از اعضاي موثر جريان اصلاح طلبي است

معاون سياسي دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت : دفتر تحكيم وحدت به عنوان مهمترين بخش جنبش دانشجويي كشور از اعضاي موثر جريان اصلاح طلبي است و نقد سابقه و عملكرد آن فضايي منصفانه تر را طلب مي كند.
آذر منصوري با اشاره به سخنان دكتر شكوري راد درباره دفتر تحكيم وحدت و بازتاب هاي رسانه اي آن افزود:" ايشان قبلا هم در اين خصوص اظهار نظر داشته اند و نظرات ايشان مسبوق به سابقه است اما بايد توجه داشت كه اين سخنان نظرات شخصي ايشان است و ديدگاه حزب مشاركت صرفا از طريق بيانيه و اطلاعيه ، خبر دفتر سياسي و مصاحبه دبيركل اعلام مي شود."
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ضمن تاكيد بر نزديكي ديدگاه بدنه جبهه مشاركت و جريان دانشجويي كشور تاكيد كرد:" وجود شاخه دانشجويي حزب و نقشي كه به عنوان پل ارتباطي حزب و دانشگاه براي آن قائل شده ايم باعث شده است تا بستر مناسبي براي تعميق ارتباط ميان طرفين وجود داشته باشد و موضع گيري و حضور فعال اين شاخه كه با هماهنگي دفتر سياسي حزب صورت مي گيرد مي تواند در تحكيم هر چه بيشتر روابط موثر باشد."
معاون سياسي دبيركل جبهه مشاركت ضمن ابراز نگراني درباره محدوديت هايي كه هر روز بيشتر از قبل بر فضاي دانشگاهها سايه مي اندازد ، فضاي حاضر در دانشگاههاي كشور بسيار حساس دانست و گفت : " بهتر آن است كه اينگونه اختلاف نظرها وارد جو رسانه اي نشود چرا كه در اين صورت زمينه براي سو ءاستفاده جريانهاي خاص اقتدارگرا فراهم تر مي شود. نقاط اشتراك ما آنقدر زياد هست كه نيازي به پر رنگ كردن اختلاف نظرها نداشته باشيم."

 

+ نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 16:39 توسط آوای پلی تکنیک |

جنبش دانشجويی و راهكارها!

شباهنگ راد : باز انديشی و بازنگری سياست‏ها و روش‏های حاكم بر اعتراضات دانشجویی و رد نارسایی‏ها و نقصان‏های موجود می‏تواند، راديكاليسم مبارزات دانشجویی را دو چندان نمايد. متعاقباً روشن‏سازی جايگاه دقيق دانشگاه‏ها و دانشجويان، در تصادمات طبقاتی به نوبه‏ی خود می‏تواند، به عامل بازدارنده‏ انتظارات بی‏جا و بی‏مورد از اين قشر روشنفكر جامعه منجر گردد.

 
قشری كه بجرات می‏توان تاكيد ورزيد كه عليرغم سيال بودن‏شان، همواره از جانب دولتمردان، تحت نظر و كنترل بوده و مورد آماج حملات وحشيانه‏ی ارگان‏های سركوبگر نظام‏های امپرياليستی قرار دارند.
جدا از اين‏كه دانشگاه‏ها به عنوان يكی از اركان و ميادين نشر آگاهی انقلابی در درون جامعه، نقش بس مهمی را ايفاء می‏نمايند؛ جدا از اين‏كه تاريخ مبارزاتی اين قشر از روشنفكران ميهنمان مملو از تجارب، شكست‏ها و پيروزی‏هاست. بر همين اساس همواره، نيازمندِ بررسی و مرور گذشته‏ و اتخاذ اسلوب‏های مطلوب و مناسب با شرايط جديد می‏باشد. بی‏گمان اعتراضات دانشجويان در بستر چنين متدی باز توليد و بارآوری خواهد داشت و چشم‏اندازهای روشنتری در مقابلش قرار خواهد گرفت.

حقيقتاً كه دانشگاه‏ها بدليل تجمع فرزندان اقشار متفاوت جامعه، به ميدان اعتراضاتِ طبقات محروم و به ميدان نبرد گرايشات سياسی گوناگون تبديل گشته است. ميدان نبردی ‏كه بعضاً نمود و تجلی خود را در چندين جبهه‏ی طبقاتی به نمايش می‏گذارد. در بستر چنين حقيقتی همواره مقصود طبقات حاكم بر آن می‏باشد تا دانشگاه‏ها را تحت سيطره‏ی كامل خود در آورده و مانع‏ نشر آگاهی و ارتباط دانشجويان مبارز و سوسیالیست با محيط پيرامون خود گردند. امّا دانشگاه و دانشجو بنابه نقش و رسالتشان همواره در برابر دولت‏های ارتجاعی و سركوبگر بپاخاسته‏اند و هزينه‏های بس كلانی از خود بر جای گذاشته‏اند. در اين ميان رژيم جمهوری اسلامی هم به سياق هم‏نوعانش تمامی هم و غم خود را بكار بسته است تا دانشگاه‏ها و دانشجويان را بر اساس منافع و اميال سياسی‏ خويش سمت و سو دهد. نيازی به باز نمودن مجدد پرونده‏ی دولتمردان رژيم در حق دانشجويان نيست. بيلان كاركرد چندين ساله‏ سران و كارگزاران جمهوری اسلامی در اين حوزه بسيار گويا و شفاف می‏باشد.
رژيم در اين مدت تا توانست به شكار دانشجويان انقلابی پرداخت و تا توانست نيروهای مزدور و وابسته به خويش را بمنظور شناسایی و كنترل دانشجويان مبارز و سوسیالیست، به درون دانشگاه‏ها فرستاد و تا توانست بمنظور تخطئه‏ی مبارزاتشان، قوانين ارتجاعی وضع نمود. به موازات بگير و ببندها و صدها تضييقات و محدوديت‏ها، دانشجويان مبارز و سوسیالیست هم به عنوان مدافعان انقلاب رهایی‏بخش، رژيم و سياستهای‏ ارتجاعی اش را به چالش كشيده‏اند. امّا عليرغم تمامی فراز و نشيب‏ها و تنشهای موجود در جامعه و پايداری و مقاومت‏ دانشجويان در قبال تعرضات سركوبگران رژيم جمهوری اسلامی، اين سئوال كليدی و اساسی در مقابل هر انسان آزاده و دانشجوي معترض به وضع موجود قرار می‏گيرد كه چگونه و در بستر كدام اشكال مبارزاتی می‏توان به خواسته‏های لگدمال شده‏ی خويش دست يافت و مانع‏ فشار دستگاه‏های سركوبگر رژيم در دانشگاه‏ها گرديد. و مضافاً اينكه جنبش دانشجویی عليرغم انتخاب و تداوم روش‏های تدافعی و تكراری، راهكارها را چگونه می‏بيند؟

بدون شك اعتراضات چند هفته‏ اخير دانشجويان از يك‏سو و برخورد رژيم نسبت به مخالفينش – چه خودی‏ها و چه غير خودی‏ها – در درون دانشگاه‏ها از سوی ديگر می‏تواند فرصتی باشد تا كمی عميق‏تر و دقيق‏تر به اوضاع و روش‏های تا كنونی دانشجويان پرداخت. اوضاعی كه هر از چند گاهی و بنابه دلایل گوناگون به عنوان سر تيترهای خبری – مبارزاتی جامعه تبديل گشته و مجدداً، به سير طبيعی و معمولی خويش باز می‏گردد. حق مسلم آن است‏ هنگامی‏كه از جنبش دانشجویی سخن به ميان می‏آيد منظور آن اعتراضات راديكالی است كه از جانب دانشجويان مبارز و سوسیالیست كه با تمام وجود خواهان تغيير وضع موجودند، نه اعتراضاتی كه در چارچوب تضادهای درونی حاكميت به منظور سهم‏بری هر چه بيشتر در دستگاه‏های دولتی به وقوع می‏پيوندد. بر اين اساس بر هر عنصر مدافع‏ حقوق پايمال شده‏ دانشجويان است تا صف و جايگاهِ جنگ و دعواهای درون حكومتی را با خيزشهای راديكال و اعتراضی دانشجويان از هم مجزا نمايد و با زبان و نوشتاری واحد، به اين دو مقوله و روند نپردازد. مضافاً اين‏كه می‏توان و صحيح است تا از فضای تشج‏زا و درگيريهای درونی رژيم، بهره‏برداریهای لازم را بنمايد؛ امّا جايز نبوده و نمی‏باشد تا منافع‏ خود را با خواسته‏های سياسی جناح‏های رقيبِ درون حكومتی كه اين روزها جلوه‏هايی از آن را در درون دانشگاه‏ها شاهديم، گره زند.

واقفيم كه جمهورری اسلامی - بنا به گفته‏ اخير رئيس جمهورش - قصد دارد جامعه و دانشگاه را "امام زمانی" كند. دانشگاه و دانشجويان هم به موازات آن در صددند تا حيطه‏ بسته و افسار گسيخته‏ چندين دهه را پاره نمايند و در فضايی مملو از آرامش و آزادی و بدور از چشمان درنده‏ ارگانهای سركوبگر بر فعاليتهای تحصيلی – سياسی خويش تداوم بخشند. تا كنون بر هر عقل سليم و آزاده‏ای روشن گرديده است‏كه سران حكومت با هر نوع آزادی و حقوق اوليه‏انسانها سر جنگ دارند و در عمل هم به اثبات رسيده است‏كه در اين مدت، هيچ قشر، صنف و طبقه‏ای از يورش‏های وحشيانه‏ سركوبگران در امان نبوده است. دانشگاه‏ها و دانشجويان هم در اين نبرد آشتی‏ناپذير طبقاتی مانند ديگر استثمارشوندگان مورد يورش جانيان بشريت قرار گرفته‏اند. جنگ نابرابر است و بدون كوچكترين توهمی دامنه‏ آن به دانشگاه‏های ايران هم سرايت نموده است؛ جنگ و نبرد طبقاتی‏ای كه دو سر آن كاملاً از منافعی متفاوت پيروی نموده و دشمن يكديگرند و تحت هيچ شرايطی بين آنان مصالحه، سازش و مدارا ممكن‏پذير نمی‏باشد.

متعاقباً روشن است‏كه دشمن ديرينه‏ی مردم و دانشجويان راديكال و سوسیالیست كاملاً بر منافع‏ خويش آگاه‏است و به همين اعتبار هر آنچه را كه در چنته دارد، در عمل بكار می‏بندد تا مانع‏ رشد و گسترش آرمانهای توده‏ای گردد. در روز روشن و در برابر چشمان دهها انسان، افراد معترض را دستگير می‏كند، می‏بندد و می‏كُشد تا در پرتو رعب و وحشت، جامعه را كنترل نمايد. كار بست اين نوع روش‏ها و متدها از جانب رژيم در قبال مبارزات توده‏ای – دانشجوئی نادر و يا نمونه تلقی نگشته، بلكه به سياست روتين و روزمره‏ كار بدستان حكومت تبديل گرديده است. به موارد اخير نگاهی بی‏اندازيم. 3 الی 4 مزدور رژيم، دانشجوی معترض را در مقابل همكلاسیهایش می‏ربايند و به سياهچال‏ها می‏برند؛ در مقابل دانشجويان از رفتن به سر كلاس‏ها خودداری می‏ورزند، دست به اعتراض و تحصن می‏زنند و طی نامه‏ای اين عمل غير انسانی را محكوم می‏نمايند و خواهان مجازات عاملان چنين وقايعی می‏شوند!!! بدون اينكه به اين امر توجه شود كه مرتكبين چنين اعمالی از خود نظامند و كاملاً تحت پوشش و حمايت نهادهای وابسته به رژيم در درون دانشگاهها و ديگر ارگانهای سركوبگر به اين اقدام جنايتكارانه‏ مبادرت می‏ورزند.

آيا می‏توان با از سر گذراندن تجارب چندين دهه از عملكرد رژيم جمهوری اسلامی به اين نتايج نادقيق و ناسنجيده دست يافت كه چنين بگير و ببندهایی در تخالف با سياستهای حاكم بر نظام امپرياليستی ايران صورت می‏گيرد؟ و آيا می‏توان بر اين باور بود هنگامی‏كه دستگاههای اطلاعاتی- امنيتی "موازی" در ايران، به شكار دانشجويان می‏پردازند، سران حكومت با كاركرد آنان مخالفند و يا بعبارتی بی‏خبرند؟!!! آيا تا كنون ما مشاهده ننموده‏ايم كه جناح‏های متفاوتِ رژيم عليرغم اختلاف سليقه در شيوه‏ حكومت‏داری، در برابر اعتراضات بحق توده‏ای – دانشجوئی، يكسان عمل نموده‏اند و از منافع‏ واحدی به سركوب جنبش‏های اعتراضی دانشجویی پرداخته‏اند؟
كاملاً واضح و آشكار می‏باشد كه هر زمان اعتراضات دانشجویی بالا گرفت، سران حكومت خارج از تضادهای درونی، در صفی واحد، شمشيرهای خود را تيز نموده‏اند و به قلع و قمع دانشجويان معترض پرداخته‏اند. با اين اوصاف جداسازی ارگان‏های سركوبگر و لباس شخصی‏ها از تن نظام، به معنای به هرز بردن اعتراضات بحق دانشجويان و توهم‏زايی نسبت به كليت نظام حاكم می‏باشد. اين درست است‏كه به منظور پيشبرد امر مبارزه و در تقابل با كنش‏های دولتمردان بايد واكنش نشان داد و از هر امكان و روشی سود جست تا سران حكومت را در مخصمه‏ هر چه بيشتری قرار داد؛ امّا آنچه در اين ميان و بعد از گذشت سالها بايد مورد باز تعريف و بازبينی قرار گيرد آن است‏كه تا چه مدت بايد در مقابل تعرضات وحشيانه‏ رژيم در درون دانشگاهها، به روشهای غير مقابله‏ای و هزينه‏پرداز تداوم بخشيد و از عكس‏العملهای لازم و بجا پرهيز نمود؟ آيا زمان آن فرا نرسيده است تا دانشجويان با انبانی از تجارب خونين و بگير و ببندهای ممتد و كُشتار، چاره و راهی دگر بینديشند و ميدان تعرضات رژيم در درون دانشگاه‏ها را محدود و در نهايت ريشه‏كن نمايند؟ آيا زمان آن فرا نرسيده است تا در تقابل با دشمنان طبقاتی، مراحل نوين‏تری از مبارزه را بكار بست و از روشهای ايستايی فاصله گرفت؟
درك زمان و شناختِ صحيح از پروسه‏های گوناگون مبارزه به نوبه‏ی خود بر موقعيت و پتانسل مبارزاتی دانشجويان خواهد افزود و همچنين زمينه‏ساز بالندگی جنبش‏های اعتراضی در درون جامعه خواهد گرديد. بر اين اساس‏ بعد از گذشت سالها مبارزه با رژيم، دانشگاهها نيازمند اتخاذ سياست و روشی ديگر و  اتحادی وسيعتر می‏باشند. شاهديم كه بكارگيری اشكال تا كنونی و تكراری از جانب دانشجويان، آن ثمربخشی لازم را در بر نداشته و رژيم را هارتر نموده است. رژيم كاملاً بر چنين اوضاعی آشناست. بهمين دليل است‏كه بخود جرات می‏دهد و با فرستادن 3 الی 4 مزدور لباس شخصی، مخالفان و مبارزان را در ميان انبوهی از ديگر دانشجويان دستگير و روانه‏ سياهچال‏های مخوف خود می‏نمايد.

نزديك به 30 سال است‏كه سران حكومت، دانشگاه‏ها را به ميدان تاخت و تاز خود تبديل نموده‏اند؛ به موازات آن نزديك به 30 سال است‏كه دانشجويان در مقابل سياستهای سركوبگرانه‏ رژيم ، به اشكال متفاوت به مقابله برخاسته‏اند. در اين شك و شبهه‏ای نيست. امّا نكته‏ای كه بايد بدان توجه نمود آن است‏كه وقت پرش به جلوست و وقتِ اتخاذ روش‏های متكامل‏تر، برنده‏تر و شكننده‏تر از جانب دانشجويان مبارز و سوسياليست و مهمتر از آن در ميدان‏های ديگر می‏باشد. وقت آن است تا بر راديكاليسم‏ مبارزات افزود و ميدان تعرضات دشمن را با عكس‏العملهای بجا و كارساز، تنگ و تنگ تر نمود. تنها با ردِ سياستهای تدافعی غيرفعال است ‏كه می‏توان دست ارگانهای سركوبگر رژيم را از دانشگاه‏ها كوتاه نمود. كاملاً واضح است‏كه دانشجويان در دوران حاكميت رژيم جمهوری اسلامی از خود جان‏فشانی‏ها و هزينه‏های بسيار زيادی بر جای گذشته‏اند؛ امّا در مقابل، آن ماحصل لازم و آنچنانی را به ارمغان نياورده است. دشمنِ دانشجو، مسلح است و در پرتو آن، تعرض خويش را عليه‏ دانشجويان سازمان می‏دهد. در بستر سلاح، "انقلاب فرهنگی" براه می‏اندازد تا بر دانشگاه‏ها تسلط كامل يابد. بگير و ببندها و اخراج و تنبيهات انضباطی هم بی‏انتهاست. وقت آن است تا نيروی روشنفكر و آگاه جامعه به منظور دفاع از مطالباتش دامنه‏ تعرضات سركوبگران را محدود نمايد و متقابلاً بر هزينه‏های رژيم بیفزايد.

جمهوری اسلامی ميدان را كاملاً از وجود نيروی عمل‏گرا و سازمان يافته خالی ديده است و بر همين اساس است كه با خيالی آسوده می‏تازد تا حاكميتش را بر دوام نگه دارد. نقش عنصر آگاه و روشنفكر در تغيير اوضاع كنونی و بر هم زدن توازن قوا در درون دانشگاه‏ها و جامعه است. جنبش دانشجويی هم در اين چارچوب نيازمند تغيير روشِ بنيادی به منظور تحقق مطالبات اوليه‏خويش می‏باشد. حقيقتاً تكرار شيوه های بی‏سرانجام، بر هزينه‏هایش خواهد افزود. جمهوری اسلامی دستگير می‏كند و می‏بندد و نمی‏توان در مقابله با تعرضات وحشيانه‏ رژيم به دفاع غير فعال پرداخت و انتظار عقب‏نشينی ارگانها سركوبگر از  دانشگاه‏ها را داشت. قطعاً دانشجويان بدليل موقعيت، بافت و سيال بودنشان قادر به رهبری مبارزات ضد امپرياليستی جامعه‏‏مان نمی‏باشند؛ امّا با اتخاذ سياستها و راهكارهای نوين و تعرضِی‏‏تر عليه‏مدافعين نظام در درورن دانشگاهها، قادرند تا دامنه‏ يكه‏تازیهای سركوبگران رژيم جمهوری اسلامی در دانشگاه‏ها را محدود و محدودتر نمايند. بر اين مبنا سازماندهی و تدارك به منظور دفاع فعال و تعرض مقابله‏ای به نيروهای رژيم، به نوبه‏ خود زمينه‏ساز هر چه راديكاليزه‏تر شدن جنبش‏های اعتراضی دانشجويی‏ست. بايد از روش‏ها و متدهای چندين ساله‏ هزينه‏پرداز، دوری جست و با تعرض سازمان يافته به مدافعين نظام در درون دانشگاه‏ها مانع‏ قدر قدرتی‏های رژيم گرديد. طبيعتاً دانشجو در پيوند با ديگر مبارزات توده‏‏ای‏ست كه می‏تواند به حقوق حقه‏ خويش دست يابد. حمايت بی‏وقفه از ديگر جنبش‏های اعتراضی و مرزبندی كامل و روشن با نهادها و انجمن‏های اسلامی در درون دانشگاه‏ها از ضرورت‏هاست. بايد آگاه بود كه تنها در بستر قهر انقلابی ‏ست كه دانشجويان و همه‏ ستم‏ديدگان قادر خواهند گرديد تا به رهايی و آزادی دست يابند. بنابراين جدا از اينكه بر دانشجويان مبارز است تا سياستها و روش‏های هزينه‏پرداز تا كنونی را، بطور عملی در صحن دانشگاه‏ها متحول سازند، بر همه‏ نيروهای سوسياليستِ وفادار به انقلاب است تا در اتحادی يكپارچه و وسيع‏تر، جمهوری اسلامی را در نبردی جدی و قهرآميز به مصاف طلبند. آزادی و رهايی همه‏ محرومان و نابودی و محو ريشه‏ای بی‏عدالتیهای حاكم بر جامعه در گرو چنين سياستِ دگرگونه‏سازی نهفته می‏باشد.
29 اريبهشت 1386
19 مه 2007  

منبع : آزادي بيان (با اندکی تصرف)

+ نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 9:51 توسط آوای پلی تکنیک |

اسماعیل...
 

همه ي بي كسان اين خاك سرد 

 

به تكه اي از روح نا آرام پلي تكنيك

 اسماعیل سلمانپور 

 

 

اسماعيل

تو را كشان كشان از سنگرت بيرون كشيدند

صورتت را شكافتند

زخمت زدند

تحقيرت كردند

 

مزدوران

چنان استخوانهاي سينه ات را به هم فشردند

كه چشمهايت را بستي

و بدنت لخت و بي رمق

همچون قاصدك

             - كه با باد مي رقصد -

بازيچه ي سگها شد.

 

اسماعيل

روحت را از هم دريدند

بدنت را لگدمال كردند

اما آنها با غرور زخم خورده ي تو چه مي كنند؟

 

آنان تو را

بي هيچ دغدغه اي از كسانت

بر خاك كشيدند

غافل از اينكه تو

- از تبار بي شمار بي كسان اين سرزميني

- از تبار كينه داران  استبداد

- از تبار خونخواهان جلاد پير

 

اسماعيل

گمان مبر كه سنجشگران مقامت

چشمان رهگذران بي خبرند

كه ستايشگر تو

قلب درد كشيده ي آگاهانيست

كه دندان به دندان مي سايند

و از چشمانشان آتش مي جهد.

 

نداي ياري را

نه بر بزدلان پست

كه بر اراده هاي زنده اي سر ده

كه صخره ي وجودشان

بر تازيانه ي هر روزه ي دريا مي خندد.

 

اسماعيل

روزي نه چندان دور

به جاي سایش دندان بر دندان

نفير گلوله در شب تاريك

طعم خشم خواهد بود

 

 

روزي نه چندان دور

خشم و اعتراض

به جاي چشمان گرم

از درون لوله هاي سرد بيرون خواهد جست

 

روزي نه چندان دور

بدن پاره پاره ي استبداد

بر سنگفرش خيابان كشيده خواهد شد

و آن روز ما

- همه ي بي كسان اين خاك سرد -

خونخواهان زمانيم

و حساب تك تك زخمها را

از زخم زنندگان بازخواهيم خواست

تك تك مشت و كشيده ها را

كه به امانت به نزد ماست

به صاحبانشان پس مي دهيم

و آن روز واي بر ديكتاتور

....

واي بر ديكتاتور

كه ما بي كسان

همه كسان اسماعيلها خواهيم بود.

  

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 21:5 توسط آوای پلی تکنیک |

درباره ديدار اعضاي انجمن اسلامي با شيخ مهدي كروبي

نمايندگان هفت دانشجوي بازداشت شده ، پانزده دانشجوي ممنوع الورود ، يازده دانشجوي معلق از تحصيل، يكصد دانشجوي كتك خورده ، شش دانشجوي احضار شده به دادگاه انقلاب و هفت هزار دانشجوي پلي تكنيك با مهدي كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي ديدار كردند .

كروبي در اين ديدار با اشاره به انتشار مطالب موهن با لوگوي نشريات منتقد دانشجويان پلي تكنيك گفت : "همه افراد يك طيف لزوما" سالم نيستند . ممكن است كساني در هر يك از جناح ها از برخي مسائل استفاده ابزاري كنند ،  يكي از دين و ديگري از اصلاحات(!!)"

البته آقاي كروبي به اين مساله اشاره نكردند كه چه كساني از دين استفاده ابزاري مي كنند و يا چه کسانی از جريان مطرود اصلاحات كه اينك تنها ابزاري است براي سركوب جنبشهاي مترقي اجتماعي - استفاده ابزاري می کنند و اصلا" ديگر چگونه مي توان در جمهوري اسلامي از اصلاحات سخن گفت .

وي همچنين تصريح كرد :" بايد بپذيريم اين كار را دانشجويان مسلمان نكرده اند ... ممكن است يك ماركسيست يا يك نفوذي اين كار را كرده باشد. "

كروبي در ادامه از تلاشهايش براي حل مشكلات دانشجويان سخن گفت : " ما هم هر كاري از دستمان بر آيد انجام مي دهيم و از طريق مذاكره با نماينده رهبري در دانشگاهها و نيروهاي منصف كار را دنبال مي كنيم. "

البته ما دانشجويان هنوز از ياد نبرده ايم كه ايشان چگونه در انتخابات رياست جمهوري پيشين از طريق مذاكره با رهبري ازحق خود دفاع كرد .

در ادامه اين جلسه محسن سيدين از اعضاي سابق انجمن اسلامي پلي تكنيك گفت : "عده اي تلاش مي كنند دانشجويان را به سمت راديكاليسم هل دهند كه تبعات آن نيز چنين است. " البته ايشان اشاره اي به تبعات ناشي ازاقدامات راديكال دانشجويان نكرد . وي كه خود را نماينده هفت هزار دانشجوي پلي تكنيك معرفي كرد ، افزود : " به اينجا آمده ايم تا انتقادات خود را به طور صريح بيان كنيم."

آرمان صداقتي، عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي پلي تكنيك، در بيان انتقادات صريح دانشجويان چنين گفت : " احمد قصابان - مدير مسئول نشريه سحر - مسئول فرهنگي خوابگاه نجات اللهي بود كه در برگزاري مراسم دعا در شب هاي جمعه نقش فعالي داشت يا بابك زمانيان كسي است كه من را براي نماز صبح بيدار مي كرد . نسبت دادن بي ديني به اين گونه افراد چگونه قابل توجه است ؟ "

علي اصغر سپهري ديگر عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي ، در ادامه انتقادات تند دانشجويان حاضر در جلسه گفت : " مقداد خليل پور هم اتاقي بنده بود كه هيچ وقت نماز اول وقتش ترك نمي شد و حافظ قرآن بود ... پويان محموديان ديگر هم اتاقي من بود كه همواره پيگير فتاوي و نظرات شخصيت هايي چون آيت الله العظمي صانعي بود تا به قرات رحماني از دين دست يابد . "

به نظر مي رسد تاكيد اعضاي انجمن اسلامي بر مذهبي بودن دانشجويان بازداشت شده تلاشي است براي تبرئه اين دانشجويان از اتهام " توهين به مقدسات " . اما آيا به فرض غير مذهبي ( يا حتي ضد مذهبي) بودن اين دانشجويان بازداشت آنان پيش از اثبات مجرم بودنشان قابل توجيه است ؟ آيا مي توان همچون شيخ مهدي كروبي پيش داورانه اظهار داشت : " ممكن است يك ماركسيست يا يك نفوذي اين كار را كرده باشد . " شباهت اين نوع قضاوت با اظهار نظر قاضي حداد در خور توجه است : " ما اعتقاد داريم كه اين كار قطعاً توسط مديران مسئول نشريات صورت گرفته است. "

گذشته از حرفهايي كه در اين ديدارگفته شد ، ديدار دانشجويان با مهدي كروبي از دو جهت مورد سئوال است : نخست اينكه چرا مذاكره و چانه زني با شيخ مرتجعي چون مهدي كروبي كه سابقه درخشان رياست مجلس ششم را در كارنامه دارد و بارها وفاداري خود را به اصل نظام و رهبري ثابت كرده است بر استفاده از پتانسيل دانشجويي براي پيگيري مطالبات بحق دانشجويان ارجحيت مي يابد . شايد به گفته محسن سيدين "دانشجو نمي تواند به تنهايي جور همه اين مشكلات را بكشد" و " سياسيون هم بايد دانشجويان را در اين راه ياري كنند ." ما بر اين باوريم " مردان سياسي " موسوم به اصلاح طلب نه تنها قصد و يا حتي توانايي كمك به جنش دانشجويي را ندارند بلكه فرصت طلبانه در صدد سوء استفاده از دانشجويان و كسب پايگاه اجتماعي از طريق آنان هستند . براي اينكه به درستي اين باور پي ببريم كافي است ۱۸ تير ۷۸ و وقايع پس از آن را به ياد آوريم . اصطلاح طلبان آن روز كه در قدرت بودند چه كمكي به دانشجويان كردند كه اينك از آنان انتظار ياري داشته باشيم؟

بايد دانست دفتر تحكيم وحدت ، پدر خوانده غاصب جنبش دانشجويي ، با چرخش دوباره به سوي اصلاح طلبان وارد معامله اي با اين جريان شده است. معامله اي كه حتي اگر به سود دفتر تحكيم وحدت تمام شود قطعا" به سود جنبش مستقل و اصيل دانشجويي - كه خود به تنهايي قدرت رسيدن به خواسته هاي راديكال خود را دارد- نخواهد بود . دوم اينكه حتي اگر فرض بگيريم كه اين ديدار با علم به سوء استفاده هاي احتمالي اصلاح طلبان و از سر استيصال ، تنها به اميد آزادي دانشجويان دربند و كمك به بهبود وضعيت دانشجويان محكوم از سوي كميته سركوب دانشگاه صورت گرفته باشد ، باز هم اين ديدار قابل توجيه نيست . به يك دليل ساده ، چون همانطور كه گفته شد كمك به دانشجويان از حيطه قدرت مردان اصلاح طلب خارج است . آري ما بر اين باوريم كه آگاهي و اتحاد دانشجويان و مبارزات پيگير آنان تنها راه پيروزيشان در رسيدن به خواسته هاي بر حقشان و شكست سركوبگران است.

زنده باد آزادي و برابري

پاينده باد اتحاد دانشجويان

عکس: وبلاگ "پیش به سوی ۱۶ آذر"

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 23:19 توسط آوای پلی تکنیک |

خبرنامه دانشجویان مستقل به نظام !!

درشرایطی که نشریات پلی تکنیک - تا اطلاع ثانوی اداره کل فر هنگی دانشگاه - در توقیف به سرمیبرند  

 ، ظهر امروز در پلی تکنیک نشریه ای با عنوان " خبرنامه " منتشر شد. این نشریه روبروی در مسجد

دانشگاه توزیع می شد و بیش از ۵ مامور انتظامات وظیفه مراقبت از آن را برعهده داشتند.

این خبرنامه احتمالا" متعلق به بسیجیان و اعضای انجمن امنیتی پلی تکنیک است.

در سرمقاله این نشریه با عنوان " آرم جدید انجمن اسلامی غیرقانونی " آمده است :

" چند ماهیست شاهدیم انجمن اسلامی سابق و غیرقانونی دانشگاه اطلاعیه ها ، بیانیه ها و خبرنامه

خود را با آرم جدید که شمایل یک دست باز است، منتشر می کند. " و در ادامه آمده است :

 " آرم تحکیم همان است که از ابتدا به ثبت رسیده که عکس امام در مرکز آن قرار دارد . تغییر این آرم و

استفاده از آرم جدید نشان از عبور از گفتمان اصلاحی و گفتگو به گفتمان درگیری و قیام است . "  

خبرنامه پلی تکنیک این تغییر نام و تغییر گفتمان را ـ اگر واقعا" رخ داده باشد ـ به همه دانشجویان پلی

تکنیک و بویژه به اعضای انجمن اسلامي پلی تکنیک تبریک می گوید .

در قسمت دیگری از این شب نامه تحت عنوان " آقای دبیر کل بخواند: مشتاقانه در انتظار مناظره

هستيم " به شيخ مهدي كروبي به خاطر ديدار با اعضاي انجمن اسلامي پلي تكنيك و دست دادن با آنها

شديدا" انتقاد شده : " در جمع ياران معلوم السابقه اي كه برخي شان حتي دانشجو هم نبودند ،

ديداري صميمانه داشتيد. لبخندتان بر روي ايشان لبخند تاريخي اي خواهد بود. ... لبخند مليح تان نتايج

شومي خواهد داشت ." و در پايان آمده : " ما شما را در سالروز رحلتش ( آيت الله خميني ) ، همگام با

بيعتي دوباره ، به مناظره اي برادرانه دعوت مي كنيم ."

ما هم منتظر شروع اين مناظره ، در سالروز رحلتش ، مي مانيم. بي شك روح خميني كبير و خاطر

دانشجويان پلي تكنيك از اين مناظره شاد خواهد گرديد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 22:55 توسط آوای پلی تکنیک |

احکام سنگین کمیته سرکوب پلی تکنیک

آخرین احکام صادره از سوی کمیته سرکوب دانشگاه : 

۱. نیما گرشاسبی : یک ترم منع موقت از تحصیل با احتساب سنوات ( نیمسال دوم۸۶- ۸۵ ) و

 محرومیت از تسهیلات رفاهی دانشگاه از قبیل وام ، خوابگاه و غیره تا پایان تحصیلات .

۲. پدرام رفعتی : دو ترم منع موقت از تحصیل با احتساب سنوات ( نیمسال دوم۸۶- ۸۵ و نیمسال اول

 ۸۷ - ۸۶ ) و محرومیت از تسهیلات رفاهی دانشگاه از قبیل وام ، خوابگاه و غیره تا پایان تحصیلات .

۳. محمد یوسف رشیدی : دو ترم منع موقت از تحصیل با احتساب سنوات ( نیمسال دوم۸۶- ۸۵ و

نیمسال اول ۸۷ - ۸۶ ) و محرومیت از تسهیلات رفاهی دانشگاه از قبیل وام ، خوابگاه و غیره تا پایان

تحصیلات و جبران خسارت وارده به دانشگاه .

گفتنی است این احکام بدوی بوده و قابل تجدید نظر خواهی می باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 22:13 توسط آوای پلی تکنیک |